مىكند و در حالى كه مردم به دنيا مشغولند انسان وقت كافى براى عبادت خداوند پيدا مىكند و سخنان ديگرى از اين قبيل .
بايد توجه داشت كه اعتزال و كنارهگيرى از جامعه به صورت يك اصل ، هرگز مورد تأييد اسلام نيست ، زيرا اولًا انسان مدنى بالطبع است و انسانها اعضاى يك پيكرند و به يكديگر نياز دارند و همهء پيشرفتهاى مادى و معنوى كه نصيب جامعه بشريت شده ، در پرتو زندگى اجتماعى بوده است ، لذا اسلام و ساير اديان آسمانى ، مطلوب و خواستهاى در تضادّ با اين خواست طبيعى و غريزى انسان نمىتوانند داشته باشند .
ثانياً در اسلام احكام فراوان و آداب معاشرت زيادى وجود دارد كه با عزلت به طور مطلق ، سازگار نيست ؛ مانند صلهء رحم ، امر به معروف و نهى از منكر ، زيارت برادران مسلمان ، تشييع جنازه ، نماز جماعت ، نماز جمعه ، مراسم حج و امثال آن .
على عليه السلام مىفرمايد : «
خالطوا النّاس مخالطة إن متّم معها بكَوْا عليكم و إن عشتم حنّوا إليكم
؛ با مردم آن چنان معاشرت كنيد كه اگر مرديد بر شما گريه كنند و اگر زنده مانديد به شما رو بياورند » . « 1 »
بررسى مجموع آيات و روايات ما را به اين نتيجه مىرساند كه كنارهگيرى و اعراض ، تنها از افرادى خاص و در شرايط ويژهاى مطلوب اسلام است . قرآن مىفرمايد : « فَأَعْرِضْ عَنْ مَّنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا » ؛ از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است روى برتاب » « 2 » ؛ « « وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِى آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ » ؛ هرگاه مشاهده كنى كسانى را كه آيات ما را استهزا مىكنند از آنان روى بگردان » . « 3 » در قرآن روى گرداندن از مشركان « 4 » و از جاهلان لجوج « 5 » نيز مطرح شده است .
همچنين اگر كسى احتمال بدهد شركت او در بعضى از اجتماعات براى وى تأثير منفى دارد و نه تنها خود نمىتواند تأثيرگذار بر فضاى مجلس و افراد آن باشد ، بلكه جنبهء تأثيرپذيرى او از اين مجالس و معاشرتها بيشتر است يا وضع زمانه و هجوم مفاسد به گونهاى است كه به جاى آن كه بتواند ديگران را تطهير كند ، خود آلوده مىشود ، نه تنها اسلام ، بلكه عقل نيز به چنين انسان تأثيرپذيرى دستور مىدهد از چنين اجتماعاتى دورى كند تا هويت دينى و انسانى او محفوظ بماند .
به نظر مىرسد افكار مربوط به عزلت و كنارهگيرى از اجتماع از قبيل افكار وارداتى است كه توسط راهبان و صوفيان و بعضى از مرتاضان هند به محيط اسلام نفوذ كرده ، و آثار منفى اخلاقى ، اقتصادى و فقرطلبى را در گروهى گذارده است .
و گرنه هر كس كمترين آشنايى با تعليمات قرآن داشته باشد مىداند كه اسلام جز در موارد استثنايى با اين كار موافق نيست .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، قصار 10 .
( 2 ) . نجم ، آيهء 29 .
( 3 ) . انعام ، آيهء 68 .
( 4 ) . انعام ، آيهء 106 .
( 5 ) . اعراف ، آيهء 199 .