تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
تكن غنيّاً ؛ امين باش تا غنى شوى » . « 1 » 3 . اهمال در جمع‌آورى مالياتهاى اسلامى ( اوقاف ، خراج و مقاسمه ، زكوات و اخماس ) : برخى از حقوق مالى كه حق نيازمندان است ، بايد توسط حاكم اسلامى گرفته شود و به مصرف آنان برسد ، چنان‌كه خداوند خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً » « 2 » ، لذا پيامبر عاملانى براى جمع‌آورى زكوات گسيل مىداشتند كه از آنها در روايات به مصدّق « 3 » تعبير شده است . خراج و مقاسمه را نيز بايد حكومت اسلامى به وسيلهء عاملان جمع‌آورى كرده و سپس آنها را براى نيازمندان يا مصالح مسلمانان مصرف كند . اجماع فقهاى شيعه بر آن است كه گرفتن اين‌گونه ماليات‌ها براى كسانى كه استحقاق آن را دارند از دست سلاطين و حكام جور ، با آنكه ولايت شرعى بر اخذ آنها از مردم ندارند ، نيز جايز است . « 4 » حال اگر در جمع‌آورى اين اموال ، ضعف و قصورى از سوى حكومت صورت بگيرد ، فقر در جامعه گسترش مىيابد . در نامه‌اى كه حضرت على عليه السلام به يكى از فرمانروايان مىنويسد ، مىخوانيم : « بدان براى تو در اين زكات نصيب مشخص و حق معيّنى است و شريكانى از مستمندان و ضعيفان بينوا دارى ، همان‌گونه كه ما حق تو را مىدهيم تو هم بايد نسبت به حقوق آنها وفادار باشى و گرنه آنان روز قيامت خصم تو خواهند بود ، بدا به حال آن كس كه روز رستاخيز دشمنان او نيازمندان باشند » . « 5 » 4 . نفوذ عوامل استعمار : كلمه استعمار و استثمار در اصطلاح امروز به معناى بهره‌كشى يك طرفه و تصاحب دسترنج ديگران است . « 6 » اين بلاى اجتماعى در قرون اخير نوعاً به وسيلهء حكومت‌هاى بزرگ نسبت به دولت‌هاى ضعيف‌تر و ملت‌هاى زير دست انجام مىشود و فقر عمومى آنها را به دنبال دارد . در برخى از جوامع گذشته بهره‌كشى به صورت‌هاى ديگرى وجود داشته است . يكى از رسوم جاهليت ، تصاحب دسترنج زنان از سوى مردان و در فقر نگه‌داشتن آنان بوده است . قرآن كريم با محكوم كردن اين رويه ، زنان را مانند مردان صاحب اختيار اموال خويش مىداند : « لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ . . . » . « 7 » داستان استثمار و استعمار مخصوصاً در قرون اخير داستانى است بسيار طولانى و غم‌انگيز كه ميليون‌ها قربانى گرفته و هم اكنون نيز با تمام برنامه‌هاى فريبنده‌اى كه در مورد حقوق بشر عرضه مىشود همچنان ادامه دارد ؛ گروه عظيمى از مردم دنيا در آتش فقر مىسوزند و هر سال ميليون‌ها نفر بر اثر گرسنگى يا سوء تغذيه جان مىدهند ، در حالىكه آن سوى دنيا سرمايه‌هاى عظيمى صرف زندگىهاى بسيار مرفّه و مملوّ از اسراف و تبذير و آميخته با انواع هوا و هوس‌ها مىشود . در اين زمينه تاكنون كتاب‌ها و رساله‌هاى بسيارى نوشته شده است . آرى ! يكى از عوامل مهم فقر اين است كه گروهى ستمگر ، دسترنج ديگران را تصاحب كرده و آنها را بسوى فقر مىكشانند . پيشوايان راستين اسلام به قدرى در رساندن دسترنج مردم به آنها تأكيد داشتند كه حاضر نبودند يك دينار آن به ناحق در اختيار ديگرى قرار گيرد . عبدالله بن زمعه يكى از پيروان على عليه السلام بود . او در زمان خلافت آن حضرت ، درخواست كمك مالى از ايشان كرد . حضرت به او فرمود : « . . . إنّ هذا المال ليس لي و لا لك . . . فَجَناة أيديهم لا تكون لغير أفواههم . . . ؛ اين اموال كه مىبينى نه مال من و نه از آنِ توست . . . دسترنج گروهى نبايد خوراك ديگران شود » . « 8 »

عوامل برونى ديگر :

عوامل ديگرى نيز وجود دارد كه ويژهء زمامداران نيست ، چون همهء انسان‌ها به صورت فردى يا جمعى ( حاكمان ، قضات ، تاجران ، كارفرمايان يا انسان‌هاى معمولى ) مىتوانند در ايجاد يا تشديد فقر نقش آفرين باشند . بازگشت همهء اين عوامل به ظلم يا جهل است . به بيان ديگر ، اگر عدالت از جامعهء انسانى رخت بر بندد يا جهالت دامنگير مردم شود ، فقر مستولى
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 8 ، ص 509 ، ح 33 . ( 2 ) . توبه ، آيهء 103 . ( 3 ) . ر . ك : كافى ، ج 3 ، ص 536 ؛ صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 122 و 124 . ( 4 ) . مكاسب محرّمه شيخ انصارى ، ج 2 ، ص 201 . ( 5 ) . نهج‌البلاغه ، نامهء 26 . ( 6 ) . فرهنگ اصطلاحات معاصر ، ص 61 . ( 7 ) . نساء ، آيهء 32 . ( 8 ) . نهج‌البلاغه ، خطبهء 232 .