هزينه كردن از بيت المال ، اقدامات لازم و مؤثر در اين ارتباط را بنمايد و زيربال همهء كسانى را كه از سطح معمول و عمومى جامعه عقب افتادهاند بگيرد و آبرو و شخصيتشان را حفظ كند .
ابوبصير مىگويد از امام صادق عليه السلام در ارتباط با تنگنظرى بعضى از اصحاب در پرداخت زكات سؤال كردم « 1 » در جواب فرمودند : « خداوند در اموال اغنيا و فقرا نظرى افكند و به اندازهء كفاف فقرا در اموال اغنيا قرار داد كه اگر كفايت نمىكرد بر آن مىافزود » سپس با اشاره به كسى كه زكات در اموالش بود فرمود : « آرى بر همين اساس بايد به مقدارى به فقير بدهد كه بتواند با آن بخورد و بياشامد و بپوشد و ازدواج كند و صدقه بدهد و حج بجا آورد » (
إن اللَّه تبارك و تعالى نظر في أموال الأغنياء ثم نظر في الفقراء فجعل في أموال الأغنياء مايكتفون به ولو لم يكفهم لزادهم بل يعطيه ما يأكل ويشرب ويكسى ويتزوّج ويتصدّق ويحجّ
) . « 2 »
انصاف آن است كه بگوييم چنين شريعتى با اين كرامت و سعهء صدر است كه مىتواند شريعت خالده باشد و ادعاى همه زمانى و همگانى بودن را بنمايد .
6 . عمران و آبادانى زمين
( سراسر جهان )
عمران و آبادانى چه آنكه بدون اضافه به زمين لحاظ شود يعنى « عمارة البلاد » ( / آبادانى شهرها يا استان يا كشور ) مورد توجه باشد و يا با اضافهء به زمين لحاظ شود يعنى « عمارة الأرض » مورد عنايت باشد شكى نيست كه در عين حال كه از اهداف نظام اقتصادى به حساب مىآيد يكى از اصول راهبردى در نظام اقتصادى براى رسيدن به هدف رشد اقتصادى و اهداف ديگرى چون زدودن فقر و رفاه عمومى و عزّت ملى و استقلال اقتصادى نيز مىباشد .
زيرا با عمران و آباد شدن يك منطقه و اقداماتى از قبيل ايجاد شبكهء حمل و نقل و ساختن و عريض نمودن راهها ، فراهم ساختن انرژى و سوخت مناسب براى واحدهاى توليد ، سدسازى ، فراهم ساختن بازارها ، نمايشگاههاى بينالمللى و فضاى مناسب براى دادوستد آسان كالاها و خدمات ، از يك طرف زمينههاى رشد اقتصادى وافزايش درآمد كسبه و تجّار و همهء فعالان اقتصادى كه از جملهء اهداف نظام اقتصادى است و نيز به تبع آن زمينهء افزايش درآمدهاى مالياتى دولت كه آن نيز از اهداف مهم اقتصادى است فراهم مىشود .
و از طرفى ديگر روشن است كه اسلام مىخواهد با توسعه و رشد اقتصادى بستر آبادانى بيشتر زمين يعنى بستر توسعهء كشاورزى ، صنعت ، بازرگانى و هر آنچه تأمين كنندهء رفاه زندگى ( از قبيل آب ، برق ، محيط زيست ) است را فراهم كند تا از
هامش
( 1 ) . « قلت لأبى عبداللَّه عليه السلام : انّ شيخاً من اصحابنا يقال له عمر ، سألعيسى بن أعين - وهو محتاج - فقال له عيسى : اما ان عندي من الزكاة و لكن لا أعطيك منها فقال له : و لم ؟ قال : لأنّى رأيتك اشتريت لحماً وتمراً فقال : انّما ربحتُ درهماً فاشتريت بدانقين لحماً وبدانقين تمراً ورجعتُ بدانقين لحاجة . قال ( ابوبصير ) : فوضع ابوعبداللَّه عليه السلام يده على جبهته ساعة ثم رفع رأسه ثم قال : ان اللَّه تبارك و تعالى نظر . . . » .
( 2 ) . كافى ، ج 3 ، ص 556 ، ح 2 .