تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
به هر حال از بيان ديگر اميرمؤمنان در نامهء مزبور بدست مىآيد كه آنچه در نظام اقتصادى كشور حرف اوّل را مىزند عمران است مىفرمايد : « فان العمران محتمل ما حَمَّلْتَه ؛ عمران ، هر آنچه بخواهى استعداد دارد » . نكته‌اى كه لازم است در اين بخش به آن پرداخت و به آن عنايت ويژه نمود اين است كه آبادانى زمين چگونه حاصل مىشود و به بيان ديگر چه چيزهايى سبب ويرانى زمين مىگردد تا عاملان و فعالان اقتصادى كشور در مقام رفع آن برآيند ؟ اين سؤالى است كه باز هم اميرمؤمنان در نامهء خودش به مالك اشتر از آن پاسخ مىدهد : مىفرمايد : ويرانى زمين تنها به علت فقر صاحبان آن حاصل مىشود و فقر آنها تنها به سبب توجّه زمامداران به جمع مال و زراندوزى و بدگمانى به بقاى حكومت‌شان و كم عبرت گرفتن از سرنوشت زمامداران پيشين خواهد بود ( وانّما يُؤتى خراب الأرض من إعْواز أهلها وانّما يَعُوز اهلُها لإشراف أنْفس الولاة على الجمع وسوء ظنّهم بالبقاء وقلّة انتفاعهم بالعبر ) . « اشاره به اينكه مسائل اجتماعى و حوادثى كه در كشورها مىگذرد همواره علت و معلول يكديگرند ؛ هنگامى كه زمامداران بر اثر بىكفايتى يا ظلم بر مردم ، از آيندهء خود نااميد شوند و از تجارب پيشينيان در زمينهء زمامدارىِ صحيح بهره نگيرند دستپاچه مىشوند و به جمع مال مىپردازند ؛ گاه آن را در نقاط دور و نزديك پنهان مىسازند و گاه به بستگان خود منتقل مىكنند و گاه به كشورهاى خارج اگر محل مورد اطمينانى داشته باشند انتقال مىدهند و همين امر باعث ويرانى زمين‌ها ومنابع اقتصادى و فقر عمومى مىشود و اركان حكومت را متزلزل مىسازد » . « 1 » اين نكته نيز شايان توجّه است كه بسيارى از برنامه‌هاى عمرانى زمان مىطلبد و هرگاه زمامداران اميد به بقاى خود نداشته باشند زير بار چنين برنامه‌هايى نمىروند و طبعاً برنامه‌هاى عمرانى تعطيل مىشود و فقر دامان توده‌هاى مردم را مىگيرد . آخرين نكته اينكه در كلامى ديگر از اميرمؤمنان ، معيار برترى و فضيلت يك حكمران ، آبادانى شهرها دانسته شده ( فضيلة السلطان عمارة البلاد ) « 2 » و وقتى به آن حضرت گزارش مىدهند كه در قلمرو حكومتىاش بعضى از اهل ذمه شكايتى در ارتباط با آبادانى بعضى از نهرها دارند در نامه‌اى خطاب به قرظة بن كعب انصارى فرماندار منطقه مىنويسد : « مردانى از اهل ذمه در قلمرو حكومتىات گزارش داده‌اند كه نهرى در سرزمين آنان از بين رفته و نابود شده است در حالى كه آنان داراى حقّ آبادانى بر مسلمانان هستند . در اين باره تو و آنان بنگريد و نهر را آباد كرده ، سامان دهيد ( فانظر انت وهم ثمّ اعمر وأصلح النهر ) . و در پايان مىنويسد : به جانم سوگند كه آباد كردن آنان براى ما
هامش
( 1 ) . ر . ك : پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام ، ج 11 ، ص 35 ، نامهء 53 . ( 2 ) . غررالحكم ، ص 341 ، ح 7810 .
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 151 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي