تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
و تعاون با همنوعانش است باز هم براى او فايده‌اى نخواهد داشت ؛ زيرا عقل انسان در تحليل نهايى ، بنده و خدمتگزار شهوات اوست و تنها وظيفه‌اش اين است كه به وسيلهء جست و جوى عواملى كه مىتوانند شهوات را ارضا كنند در خدمت انسان قرار گيرد » . « 1 » چنين نظامى كه به مفاهيمى چون تعاون ، برادرى و مواسات پشت كرده ، در هيچ زمانى نمىتواند از انواع تهديدها ، فشارها و تعرّض‌هاى فعالان و شركت‌هاى اقتصادى ايمن بماند و به امنيت اقتصادى برسد ولى در اقتصاد اسلامى كه در آن ، منافع شخصى تنها انگيزهء فعاليت‌هاى اقتصادى نيست بلكه منافع عمومى و منافع شخصى معنوى نيز ، جايگاه ويژه‌اى دارد رسيدن به هدف « امنيت اقتصادى » دور از انتظار نيست . خصوصاً وقتى ملاحظه شود كه در آموزه‌هاى دينى مفاهيم و نكاتى به چشم مىخورد كه به روشنى رعايت آن ، امنيت اقتصادى را در پى دارد . از اطلاق واژهء « امن » و مشتقات آن در رواياتى نظير « لا نعمة أهنأ من الأمن ؛ هيچ نعمتى گواراتر از امنيت نيست » « 2 » و « شرّ الأوطان ما لم يأمن فيه القُطّان ؛ بدترين وطن‌ها ، جايى است كه ساكنان آنجا در امان نباشند » « 3 » و « شرّ البلاد بلد لا أمن فيه ولا خِصب ؛ بدترين سرزمين‌ها سرزمينى است كه در آن امنيت و فراوانى نعمت نباشد » « 4 » كه بگذريم « 5 » به احكامى در شريعت اسلامى برخورد مىكنيم كه تنها حكمت و مصلحت آن و يا يكى از مهم‌ترين مصالح و حكمت‌هاى آن برقرارى امنيت اقتصادى براى فعالان اقتصادى است . از جمله اين احكام نهى از تسعير ( قيمت‌گذارى ) است چرا كه بدون ترديد يكى از چيزهايى كه سبب ناامنى براى توليدكنندگان و بازرگانان مىشود و انگيزهء آنان در فعاليت‌هاى اقتصادى را كاهش مىدهد محدود ساختن آنان در تعيين قيمت براى كالاهاست ؛ توليدكننده‌اى كه احساس كند محدوديتى را در نرخ‌گذارى ندارد بيشتر تشويق به فعاليت اقتصادى مىشود . در روايتى كه اسدالغابة وكنزالعمال آن را از رسول خدا نقل كرده‌اند مىخوانيم كه آن حضرت در جواب كسى كه درخواست قيمت‌گذارى كالاها را كرده بود فرمودند : « لايسألنى اللَّه عن سنّة أحْدَثْتها فيكم لم يأمرنى بها و لكن سلو اللَّه من فضله ؛ خداوند مرا به سبب بوجود آوردن سنّتى كه مأمور به آن نشده‌ام بازخواست نخواهد كرد ليكن ( براى رفع مشكل گرانى ) فضل خدا را طلب كنيد » . « 6 » شبيه همين روايت در من لا يحضره الفقيه با كمى تفاوت نقل شده است مىفرمايد : ما كنت لألقى اللَّه تعالى ببدعة لم
هامش
( 1 ) . تحليلى بر ساير شناخت و روش‌شناسى علم اقتصاد ، سيدمهدى زريباف ، ص 391 ( پايان نامه ) دانشكدهء اقتصاد معارف اسلامى ، دانشگاه امام صادق عليه السلام ، تهران ، 1369 ش . ( 2 ) . غررالحكم ، ح 10254 . ( 3 ) . همان ، ح 10256 . ( 4 ) . همان ، ح 10255 . ( 5 ) . بدين جهت كه با توجه به ساير استعمالات « امن » در قرآن و حديث ممكن است گفته شود كه اين واژه با مشتقات آن انصراف به امنيت جانى و عرضى دارد و شامل امنيت اقتصادى نمىشود . ( 6 ) . اسدالغابه ، ج 5 ، ص 348 ح 6401 وكنز العمال ، ج 4 ، ص 103 ، ح 9748 .
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 138 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي