ويَحْثوا المال حَثْواً ولايعدّه عدّاً ) « 1 »
و نيز در روايت ديگرى از آن حضرت مىخوانيم : امّت من در زمان مهدى از چنان نعمتى برخوردار شوند كه مانند آن را هرگز برخوردار نشده باشند ؛ آسمان ، باران بر سر آنان فرو مىريزد و هيچ گياهى نيست ، مگر اينكه زمين آن را مىروياند » (
يتنعّم أمّتى فى زمن المهدى عليه السلام نعمة لم يتنعّموا قبلها قطّ ، يرسل السماء عليهم مدراراً ولا تدع الأرض شيئاً من نباتها الّا أخرجته
) . « 2 »
البته در كنار اين هدف اين نكته را بايد متذكّر شد كه رفاه و آسايش تا زمانى و به اندازهاى مطلوب است كه سبب غفلت از ياد خدا نشود . لذا در قرآن كريم مىخوانيم : « وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِى الْأَرْضِ » . « 3 » معلوم مىشود كه توسعه و بسطى كه سبب غفلت و بغى و سركشى شود و غنا و ثروتى كه طغيان را در پى داشته باشد « إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَّآهُ اسْتَغْنَى » « 4 » و سبب اعراض و روىگردانى از حق شود « وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَ بِجَانِبِهِ » « 5 » مطلوب شارع نمىباشد .
به بيان ديگر : رفاهى مطلوب است كه در قالب « كفاف » گنجانده شود (
ولا تسألوا فيها فوق الكفاف ) « 6 »
و سبب بىنيازى انسان از اظهار نياز در مقابل خلق خدا گردد و حوائج معقول و متعارف انسان را كفايت نمايد آنگونه كه رسول گرامى دعا مىكرد : «
اللهم ارزق محمداً وآل محمد و من أحب محمداً و آل محمد العفاف والكفاف » « 7 »
و به رفاه زدگى و سرمستى تبديل نشود چرا كه « سكر نعمت » نيز يكى از انواع سكر و مستى است (
فاتقوا سكرات النعمة
) . « 8 » رسول اكرم فرمود : «
ونعم المال الصالح للمرء الصالح
؛ چه نيكوست مال شايستهاى براى بندهء شايسته » . « 9 »
3 . امنيت در فعاليتهاى اقتصادى
از جمله از اهدافى كه بر اقتصاد اسلامى مترتّب مىشود امنيّت اقتصادى است بدين معنا كه فعّال اقتصادى هيچگونه تهديد ، فشار و تعرّضى را احساس نكند و در فعاليتهاى اقتصادىاش از قبيل اشتغال ، تجارت و سرمايهگذارى ، بدون اضطراب ، ترديد و دغدغهء خاطر ، وارد شود .
اين هدف گرچه ممكن است با اقتصاد سرمايهدارى ( / كاپيتاليسم ) غير قابل جمع باشد چرا كه به تعبير يكى از اقتصاددانان معروف ( / دكتر پيرژانه ) چنين سيستمى « بر قانون تنازع بقا مبتنى است و بر ضعيفان سختگير و ظالم است و به تعبير اقتصاددانى ديگر ( / هابز ) در اين سيستم « جز ملاحظهء منافع شخصى ، چيز ديگرى نمىتواند انگيزهء رفتارهاى آدمى باشد . . . و حتّى اگر آدمى درك كند كه بهترين راه تأمين منافع شخصى او همكارى
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 51 ، ص 68 ، ح 9 .
( 2 ) . همان ، ص 83 از ابوسعيد خدرى از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله .
( 3 ) . شورى ، آيهء 27 .
( 4 ) . علق ، آيهء 6 و 7 .
( 5 ) . اسراء ، آيهء 83 .
( 6 ) . نهجالبلاغه ، خ 45 .
( 7 ) . بحارالانوار ، ج 69 ، ص 67 ، ح 27 .
( 8 ) . نهجالبلاغه ، خ 151 .
( 9 ) . مسند احمد ، ج 4 ، ص 197 .