استدراجى است كه به تدريج و گام به گام تو را به سمت عذابى بسيار سخت در همين دنيا و يا در آخرت به پيش مىراند : هنگامى كه خداى سبحان با وجود گناهانت ، نعمتهايش را پى در پى بر تو فرو مىفرستد پس آن براى تو استدراج است : «
اذا رأيت اللَّه سبحانه يتابع عليك النعم مع المعاصي فهو استدراج لك
» . « 1 »
11 / 5 . گناه و توبهء از آن نيز يكى ديگر از اصول فزونى نعمت و يا از كف رفتن آن است ؛ اين حقيقتى است كه از زبان حضرت نوح در قرآن كريم مىخوانيم : « از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است و بركات خويش را از آسمان بر شما فرو مىبارد و شما را با اموال و فرزندان مدد مىكند » « 2 » و اميرمؤمنان در كلامى از نهجالبلاغه به آن اشاره مىكند : « ايزد تعالى بندگانى را كه مرتكب اعمال ناشايست شوند به كاسته شدن ميوهها و منع بركات از ايشان و فروبستن خزاين خيرات به روى آنان مىآزمايد تا توبهكنندگان توبه كنند و گناهكاران از گناه كردن باز ايستند و پند گيرندگان پند گيرند و آن كه اراده گناه كرد ، بازگردد » . « 3 »
12 / 5 . ايمان و تقوا نيز به تصريح قرآن كريم يكى از اصول حاكم براى فروفرستادن بركات اقتصادى است : « « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ » ؛ به يقين اگر مردم شهرها و آبادىها ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند بركاتى از آسمان و زمين بر آنان نازل مىكرديم » . « 4 »
13 / 5 . اينكه داد و عدل بركت مىآورد و ظلم نعمتها را دور مىسازد از اصول ديگرى است كه خداى سبحان آن را بر نظام اقتصادى حاكم كرده است . در بيانى از اميرمؤمنان مىخوانيم : «
بالعدل تتضاعف البركات
؛ با برقرارى عدالت ، بركات و نعمتها فزونى مىيابد » « 5 » و در بيان ديگرى از آن حضرت آمده است : «
الظلم يَطْرد النعم
؛ ظلم نعمتهاى الهى را دور مىسازد » . « 6 »
14 / 5 . آخرين سنّت و اصلى كه به آن اشاره مىشود شكر نعمت و در مقابل آن كفران نعمت است كه قرآن كريم با صراحت به آن ناطق است : « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ » . « 7 » شكى نيست كه مقصود از آنها تنها شكر و يا كفران لفظى و زبانى نيست ، بلكه شكر در مقام عمل است كه بهرهبردارى صحيح و خداپسندانه از نعمتها باشد و كفران عملى كه عبارت است از جارى ساختن سرمايه در مسيرى كه خدا از آن نهى كرده ، از اتمّ مصاديق شكر و كفران است .
6 . آرامش روح در كنار بهرهمندى جسم
فعّال اقتصادى بايد توجه داشته باشد كه انسان ، تنها جسم نيست تا در فعاليتهاى اقتصادى تنها به فكر منافع مادى و تهيهء اسباب رفاه جسمانى بوده باشد ، بلكه در كنار اين جسم خلق شده از « صَلْصالٍ » و « حَمَأٍ مَسْنون » ( گِل خشكيدهء گرفته شده از گِل بدبو ) روحى در او دميده شده كه به جهت شرافتش
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، همان ، ح 7849 .
( 2 ) . نوح ، آيهء 10 - / 12 .
( 3 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 143 .
( 4 ) . اعراف ، آيهء 96 .
( 5 ) . ميزان الحكمه ، ح 1702 .
( 6 ) . غررالحكم ، ح 10410 .
( 7 ) . ابراهيم ، آيهء 7 .