ملاحظهء صفت « قوام » بودن و برپادارندگى اموال نسبت به مصالح اسلام ومسلمانان نيز همين معنا را گوشزد مىكند ؛ قرآن كريم وقتى مىخواهد از دراختيار سفيهان گذاشتن اموال نهى كند آن را با صفت « اموال شما » و « قيام براى شما » تعليل مىكند و مىفرمايد : « وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً » . « 1 » تعبير به « اموال شما » : « اموالكم » و « براى شما » : « لكم » با آنكه سخن ، در ارتباط با حفظ اموالى است كه مالك آن ، سفيهاناند به خوبى اشاره به اين دارد كه همهء اموالى كه در دست آحاد مسلمانهاست به يك معنا متعلّق به همهء مسلمانها و در راستاى قوام مصالح جامعهء آنان قرار داده شده است .
اين نكته به اين حقيقت اشاره دارد كه : كميّت و قلّت و كثرت اموال ، مهم نيست مهم ، كيفيّت تداول و جريان اموال و قوامبخشى آن براى جامعه است كه از طريق پرداخت آن به كسانى حاصل مىشود كه هم از عقل و درايت و تخصّص لازم در حقوق مالى و اقتصادى برخوردارند و هم به نقش اساسى اموال در حيات جامعه و فرد ، پى بردهاند و هم مسئوليتپذيرند و به آنچه مىدانند التزام عملى دارند .
امام صادق عليه السلام نيز وقتى مىخواهد به واگذارى اموال به افراد شايسته توصيه كند از بقاى مسلمانان و اسلام و مصالح جامعهء اسلامى سخن به ميان مىآورد و مىفرمايد : «
إن من بقاء المسلمين و بقاء الاسلام أن تصير الأموال عند من يعرف فيها الحقّ ويصنع المعروف وإنّ من فناء الاسلام وفناء المسلمين أن تصير الأموال في أيدي من لايعرف فيها الحقّ ولايصنع فيها المعروف
» . « 2 »
شكّى نيست كه اين بيان تنها ناظر به اموال عمومى و بيتالمال مسلمانان نيست ، بلكه ممكن است اساساً شامل آن نشود و از آن منصرف باشد و تنها به اموال و املاك خصوصى افراد ، نظر داشته باشد و به جهت مقدّم بودن مصالح جامعه و كيان اسلام و مسلمانان بر مصالح فرد مىخواهد بفرمايد :
صرف اينكه اموال ، هر چند به صورت ملكيّت خصوصى ، در اختيار افرادى قرار گيرد كه تنها به منافع شخصى خويش فكر مىكنند و از حق و حقوق جامعه نه آگاهى دارند و نه اقدام به پرداخت آن مىنمايند ، سبب فناى اسلام ومسلمانان مىشود .
5 . مبناى خردورزى و تدبير
فعّال اقتصادى بايد بپذيرد كه بر مجموعهء هستى سنتها و قوانينى حاكم است كه اگر بىحساب اقدام كند و به بهانهء توكّل به خدا ، حسن تدبير به خرج ندهد و خردمندانه حركت ننمايد در خسارتهاى به عمل آمده ، تنها بايد خودش را ملامت كند نه اينكه دست تقدير را مقصّر بشمرد .
بر همين اساس است كه قرآن حكم مىكند سرمايهها در اختيار نابخردان و سفيهان گذارده نشود : « وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً » « 3 » و زمام فعاليتهاى اقتصادى در دست
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 5 .
( 2 ) . وسائلالشيعه ، ج 16 ، ص 285 ، ح 21557 .
( 3 ) . نساء ، آيهء 5 .