صبح و شام كند در حالى كه بيشترين فكر او متوجه آخرت باشد خداوند غنا و بىنيازى را در قلب او قرار مىدهد و كار او را سامان مىبخشد » . « 1 »
سپس در ششمين و هفتمين وصف دنيا مىفرمايد : « كسى كه زر و زيورهاى دنيا در نظرش شگفتانگيز باشد نابينايىِ قلب خواهد داشت و آنكس كه عشق آن را به دل بگيرد درونش پر از غم و اندوه مىشود ؛ اندوههايى كه بر كانون قلبش پيوسته مىرقصند و همواره اندوه سنگينى او را مشغول مىسازد و غمى جانكاه او را محزون مىنمايد » ؛ (
وَمَنْ رَاقَهُ زِبْرِجُهَا أَعْقَبَتْ نَاظِرَيْهِ كَمَهاً ، وَ مَنِ اسْتَشْعَرَ الشَّغَفَ بِهَا مَلَأَتْ ضَمِيرَهُ أَشْجَاناً ، لَهُنَّ رَقْصٌ « 2 » عَلَى سُوَيْدَاءِ قَلْبِهِ هَمٌّ
يَشْغَلُهُ « 3 » ، وَ غَمٌّ يَحْزُنُهُ
) . چه تعبير گويايى امام عليه السلام دربارهء دنياپرستان فرموده و حالاتى را كه ما پيوسته در آنها مىبينيم به زيباترين وجه بيان فرموده است ؛ زرق و برق دنيا انسان را كور مىكند و دلبستگى به آن غم و اندوه را بر قلب مسلط مىسازد زيرا اين دلبستگى سبب مىشود كه زيادهخواهى كند و هرگاه به آنچه مىخواهد ، نرسد اندوهگين مىشود و از آن دردناكتر زمانى است كه چيزى را از دست مىدهد .
از سوى ديگر حسودان پيوسته براى از بين بردن امكانات او نقشه مىكشند و دزدان و راهزنان در كمين مال و ثروت او هستند و حوادث پيشبينى نشده هر روز ممكن است بخشى از امكانات او را از ميان بردارد ، طلبكاران از او مطالبه كنند و بدهكاران بدهى خود را نپردازند . مجموع اين عوامل غم و اندوه جاويدان را بر قلب او مسلط مىسازد .
« زبرج » به معناى زينت و « كمه » به معناى نابينايى و « شغف » به معناى عشق و علاقهء شديد است .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 319 ، ح 15 .
( 2 ) . اين واژه ، هم با سكون قاف و هم با فتح قاف به عنوان مصدر بهكار مىرود .
( 3 ) . اين جمله كلمهاى در تقدير دارد و در اصل « له هم يشغله . . . » است .