وَزينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَينَكُمْ وَتَكاثُرٌ فِى الْأَمْوالِ وَالْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يكُونُ حُطاماً » ؛ بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى و تجمّلپرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزونطلبى در اموال و فرزندان است ، همانند بارانى كه محصولش كشاورزان را در شگفتى فرو مىبرد ، سپس خشك مىشود بهگونهاى كه آن را زردرنگ مىبينى ؛ سپس تبديل به كاه مىشود ! » . « 1 »
ولى امام عليه السلام تصريح مىفرمايد كه اين گياه خشكيدهء خرد شدهء كمارزش ، آلوده به و با نيز مىباشد كه آن را مبدل به شىء خطرناكى مىكند .
سپس در ادامهء اين سخن به دو عيب ديگر از عيوب دنيا اشاره كرده ، مىفرمايد : « دل كندن از آن لذتبخشتر است از دل بستن و اعتماد به آن و استفادهء از آن بهمقدار نياز بهتر است از جمع كردن و انباشتن ثروت آن » ؛ (
قُلْعَتُهَا أَحْظَى مِنْ طُمَأْنِينَتِهَا ، وَ بُلْغَتُهَا أَزْكَى مِنْ ثَرْوَتِهَا
) . امام عليه السلام در اين دو ويژگى ، راه استفاده از مواهب دنيا را نشان مىدهد . نخست اينكه انسان دل به آن نبندد و به آن اعتماد نكند و ديگر اينكه به مقدار نياز و حاجت از آن بهره گيرد و درپى ثروتاندوزى و جمع كردن مال از طريق حرام و حلال نباشد .
بديهى است كسى كه دل به دنيا نبندد اكثر نگرانىهاى او بر طرف مىشود زيرا دلبستگى به دنيا توأم با نگرانىهاى فراوانى به دليل حفظ يا از دست رفتن آن و حسد حسودان و كينهتوزى دشمنان است .
به گفتهء حافظ :
حافظا ترك جهان گفتن طريق خوشدلى است * تا نپندارى كه احوال جهانداران خوش است
« قُلعَة » به معناى كوچ كردن و دل كندن است و از مادّهء « قَلع » ( بر وزن نفع )
هامش
( 1 ) . حديد ، آيهء 20 .