تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
« اشجان » جمع « شَجَن » ( بر وزن عجم ) به معناى حزن و اندوه است . « رقص » در لغت به هرگونه حركت و جولان و غليان ، اطلاق مىشود هر چند در اصطلاح عامه به حركات موزون طرب‌انگيز گفته مىشود و منظور امام عليه السلام اين است كه غم و اندوه ، پيوسته در كانون قلب آن‌ها در حركت است . « سويداء » « مصغر سوداء » اشاره به دانهء سياهى است كه به اعتقاد قدما در درون دل وجود دارد و مركز عشق و علاقه محسوب مىشود و بعيد نيست آن را بتوانيم بر دريچه‌هاى قلب تطبيق كنيم . « هم » به معناى دل‌مشغولى و نگرانى است و « غم » به معناى اندوه است و به گفتهء مجمع البحرين « هم » به معناى نگرانىاى است كه قبل از وقوع حادثه حاصل مىشود و « غم » به معناى اندوهى است كه به‌هنگام وقوع ، حاصل مىگردد و « حزن » حالتى است كه بعد از گذشتن حادثه رخ مىدهد . در خطبهء 109 نهج‌البلاغه نيز آمده است : « وَ مَنْ عَشِقَ شَيئاً أَعْشَى بَصَرَهُ وَأَمْرَضَ قَلْبَه ؛ كسى كه به چيزى عشق ورزد آن چيز چشم او را نابينا و قلب او را بيمار مىكند » . تاريخ نيز نمونه‌هاى روشنى به ما نشان مىدهد از كسانى كه براثر حب دنيا چنان نابينا شدند كه واضح‌ترين مسائل را نمىديدند . ازجمله در داستان عمر سعد و مأموريت او در كربلا مىخوانيم : هنگامى كه ابن زياد اين مأموريت را به او پيشنهاد كرد و وعدهء حاكميت بر مُلك رى را نيز به او داد ابن سعد امتناع كرد و گفت : مرا معذور دار . ابن زياد گفت : فرمان ملك رى را به ما بازگردان . عمر سعد گفت : يك روز به من مهلت بده تا بينديشم . هنگامى كه از نزد ابن زياد خارج شد و با دوستان خود مشورت كرد . هركس شنيد ، او را از اين كار نهى كرد ازجمله خواهرزاده‌اش حمزة بن مغيره به او گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم كه از اين كار صرف نظر كنى ، به خدا قسم اگر تمام دنيا مال تو باشد و از تو