مىرسانند و اگر قطع شوند انسان مىميرد .
امام عليه السلام ترسيم بسيار دقيقى از سرنوشت انسان بهخصوص دنياپرستان در اين گفتار حكيمانه كرده است و آن اينكه دنياپرستان پيوسته غرق نگرانىها دربارهء آينده و غم و اندوه دربارهء آنچه از دست دادهاند مىباشند تا اينكه ناگهان مرگشان فرامىرسد و گلويشان فشرده مىگردد و بهصورت جسم بىجانى درمىآيند و دوستان سعى مىكنند هرچه زودتر او را از خانه و كاشانهاش بيرون ببرند و به خاكهاى قبرستان خاموش بسپارند .
و به گفتهء شاعر :
دنيا كه در او ثبات است كم مىبينم * با يك فرحش هزار غم مىبينم
اين كهنه رباطى است كه از هر طرفش * راهى به بيابان عدم مىبينم
اين بحث را با حديثى از امام صادق عليه السلام كه در كتاب شريف كافى آمده است پايان مىدهيم . امام عليه السلام مىفرمايد : عيسى بن مريم ( با يارانش ) از كنار قريهاى عبور مىكرد كه تمام اهل آن و حتى پرندگان و حيواناتشان مرده بودند ، عيسى گفت : اينها به مرگ طبيعى نمردهاند بلكه با خشم الهى از دنيا رفتهاند اگر بهطور طبيعى و متفرق از دنيا مىرفتند يكديگر را دفن مىنمودند . حواريون گفتند : اى روح اللَّه دعا كن خداوند آنها را براى ما زنده كند تا به ما خبر دهند اعمالشان چه بوده است ؟ تا از آن بپرهيزيم . حضرت عيسى از خداوند تقاضاى زنده شدن آنها را كرد ، ندايى از آسمان آمد كه آنها را صدا كن ، عيسى شبهنگام در كنار قطعه زمينى ايستاد و صدا زد : اى مردم قريه ! يكى از آنها پاسخ گفت : لبيك يا روح اللَّه ! فرمود : واى بر شما ، اعمال شما چه بود ( كه اينگونه به غضب الهى گرفتار شديد ) ؟ او در پاسخ گفت : عبادت طاغوت و دنياپرستى با ترس كم ( از