حكمت 349 اينها احمق واقعى هستند : «
وَ مَنْ نَظَرَ فِى عُيوبِ النَّاسِ فَأَنْكَرَهَا ثُمَّ رَضِيهَا لِنَفْسِهِ فَذَلِكَ الْأَحْمَقُ بِعَينِه
» . اين سخن شبيه چيزى است كه در ميان اديبان ، معروف است كه از لقمان پرسيدند : ادب را از كه آموختى ؟ گفت : از بىادبان ، هرچه از ايشان در نظرم ناپسند آمد از آن پرهيز كردم . « 1 »
ريشهء اين معنا نيز در قرآن مجيد وجود دارد آنجا كه مىفرمايد : « « أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ » ؛ آيا مردم را به نيكى ( و ايمان به پيامبرى كه صفات او آشكارا در تورات آمده ) دعوت مىكنيد ، اما خودتان را فراموش مىنماييد ؟ » . « 2 »
اشاره به اينكه نبايد تنها نيكى را به ديگران توصيه كرد و پرهيز از زشتىها را دربارهء ديگران مورد توجه قرار داد بلكه خود انسان اولويت دارد .
نكته حجاب حبّ ذات
خداوند در انسان غريزهاى آفريده كه براى حفظ و صيانت او و رسيدن به كمالاتش نقش بسيار مهمى دارد و به يك معنا از مهمترين مواهب الهى است و آن اينكه انسان خود را دوست مىدارد و به همين دليل بهسراغ اطاعت فرمان خدا و پرهيز از گناه مىرود تا به كمال معنوى برسد و از پاداشهاى الهى در قيامت بهرهمند شود و از عذاب و كيفر او در امان بماند .
انسان بهدنبال علم و دانش مىرود و انگيزهء اصلى او حب ذات است چراكه علم را كمال خويشتن مىبيند . براى رسيدن به مواهب مادى و پيشرفت در امور اقتصادى تلاش مىكند زيرا آنها را ابزارى براى كمال مادى يا معنوى خود مىبيند .
هامش
( 1 ) . گلستان سعدى .
( 2 ) . بقره ، آيهء 44 .