هنگامى كه انسان فكر آمادهاى داشته باشد به هرچيز بنگرد درس عبرتى از آن مىآموزد . « 1 »
در حديثى از اميرمؤمنان عليه السلام مىخوانيم : «
إِذَا قَدَّمْتَ الْفِكْرَ فِى أَفْعَالِكَ حَسُنَتْ عَوَاقِبُكَ فِى كُلِّ أَمْرٍ
؛ اگر كارهاى خود را با فكر آغاز كنى پايان تمام كارهاى تو خوب خواهد بود » . « 2 »
در حديث ديگر از آن حضرت مىخوانيم : «
ما ذَلَّ مَن أحسَنَ الفِكْرَ
؛ كسى كه خوب بينديشد هرگز ذليل نمىشود » . « 3 »
در حديث ديگرى از امام مجتبى عليه السلام آمده است : «
أوصيكم بتقوى اللَّه و إدامةِ التفكّرِ فإنّ التّفَكّر أبو كُلّ خيرٍ و أُمّه
؛ شما را به تقواى الهى و تداوم تفكر توصيه مىكنم زيرا فكر كردن ، پدر و مادر همهء نيكىهاست » . « 4 »
آنگاه امام عليه السلام به نكتهء دوم اشاره كرده ، مىفرمايد : « حوادثِ عبرتانگيز ، بيمدهنده و اندرزگوست » ؛ (
وَ الاعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ
) . واژهء « اعتبار » به معناى عبرتگرفتن است ولى در اينجا به معناى حوادث عبرتانگيز مىباشد . اين حوادث ، بشير و نذير است ؛ حوادثى كه عاقبت كار ظالمان و ستمگران را نشان مىدهد ، بيمدهنده و انذاركننده است و حوادثى كه پايان كار عدالتپيشگان و نيكوكاران را نشان مىدهد بشير و اندرزگوست .
هنگامى كه از يكسو از آينهء شفاف فكر استفاده گردد و از سوى ديگر از حوادث تاريخى و عبرتآموز پند گرفته شود به يقين انسان مىتواند در صراط مستقيم بهسوى مقصد الهى پيش رود .
قرآن مجيد ، هم به تفكر اهميت فراوان داده و در آيات زيادى انسانها را به
هامش
( 1 ) . مجموعهء ورّام ، ج 1 ، ص 250 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 597 .
( 3 ) . همان ، ح 543 .
( 4 ) . مجموعهء ورّام ، ج 1 ، ص 52 .