شرح و تفسير فراتر از حد تو سخن مگو
از مقدمهء اين كلام استفاده مىشود كه شخصى در حضور امام عليه السلام سخنى بيش از حد و مقدار خود گفت ( و به تعبير رايج ميان مردم : بزرگتر از دهانش حرف زد ) امام عليه السلام براى اينكه او را بر سر جايش بنشاند و او ديگر زياد از حد خود سخن نگويد با تعبير بسيار زيبا و ذكر دو مثال جالب اشتباه او را به او گوشزد كرد و فرمود : « پيش از پر درآوردن پرواز كردى و هنوز بالغ نشده بانگى كه درخور بالغان است سردادى » ؛ (
لِبَعْضِ مُخَاطِبِيهِ وَ قَدْ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ يُسْتَصْغَرُ مِثْلُهُ عَنْ قَوْلِ مِثْلِهَا : لَقَدْ طِرْتَ شَكِيراً ، وَ هَدَرْتَ سَقْباً
) . مرحوم سيد رضى در شرح كلام امام عليه السلام چنين مىگويد : « منظور از « شكير » در اينجا نخستين پرهايى است كه بر بال پرنده مىرويد پيش از آنكه قوى و محكم شود و « سقب » به شتر نابالغ گفته مىشود و شتر معمولًا پيش از رسيدن به بلوغ فرياد مخصوص را سر نمىدهد » ؛ (
قال الرّضيّ : والشّكيرُ هاهنا : أوّل ما يَنبُت من ريشِ الطائرِ قبل أن يَقوى ويستَحْصِفَ . والسّقبُ : الصّغيرُ مِنَ الإبلِ ، ولا يَهدِرُ إلّا بعد أن يستَفحِل
) . امام عليه السلام دو تشبيه دربارهء عمل شخصى كه در محضرش بيش از حد خود سخن گفته بود بيان فرمود . نخست او را تشبيه به پرندگانى كرد كه هنوز بال و پر آنها قوى نشده سعى مىكنند مانند بزرگسالان پرواز كنند ؛ برمىخيزند و بر زمين مىخورند .