در سورهء بقره در داستان دو فرشتهاى كه به بابِل آمدند نيز اشاره به مسألهء سحر و تأثير آن شده است .
نيز از آيات مختلف قرآن استفاده مىشود كه مسألهء سحر ، اجمالًا در ميان اقوام گذشته معروف بوده و لذا بسيارى از پيغمبران را متهم به سحر كردند :
« كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِّنْ رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ » . « 1 »
سحر در اصل به معناى هر كارى است كه مأخذ آن پنهان باشد حتى در زبان روزمره گاه به كارهاى مهم ، سحر اطلاق مىشود . ولى حقيقت سحر آن است كه چيزى بهصورت خارقالعاده انجام شود كه عوامل متعددى مىتواند داشته باشد .
گاه صرفاً جنبهء چشمبندى و تردستى دارد ، گاه از عوامل تلقينى ناشى مىشود و گاه از خواص ناشناختهء فيزيكى و شيميايى بعضى از اجسام .
از قرآن استفاده مىشود كه سحر ساحران فرعونى مجموعهاى بود از اين امور ، زيرا در يكجا مىفرمايد : « « سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُو بِسِحْرٍ عَظِيمٍ » ؛ مردم را چشمبندى كردند و ترساندند ؛ و سحر عظيمى پديد آوردند » . « 2 » در جاى ديگر مىفرمايد : « « فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى » ؛ در اين هنگام طنابها و عصاهاى آنان براثر سحرشان چنان به نظر مىرسيد كه حركت مىكنند ! » « 3 » ولى از داستان دو فرشتهء بابل استفاده مىشود كه ساحران واقعاً در مردم تغييراتى ايجاد مىكردند ازجمله زن و شوهر را چنان به هم بدبين مىساختند كه كارشان منجر به طلاق مىشد . « « فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ » ؛ ولى آنها از آن دو فرشته ، مطالبى را مىآموختند كه بتوانند بهوسيلهء آن ، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند » . « 4 »
هامش
( 1 ) . ذاريات ، آيهء 52
( 2 ) . اعراف ، آيهء 116
( 3 ) . طه ، آيهء 66 .
( 4 ) . بقره ، آيهء 102 .