تعبير امام عليه السلام به « اشرف الخصلتين » در واقع ازقبيل اضافهء صفت به موصوف است و در معنا « الخصلتين الاشرفين » مىباشد .
آرى آنها مهمترين بخش از نهى از منكر را كه بخش عملى و زبانى است رها ساخته و به كمترين آن كه مزاحمتى براى هيچكس توليد نمىكند قناعت نمودهاند و آنها ضعيفترين ناهيان از منكرند . ولى اين مرحله نيز داراى تأثير قابل توجهى است زيرا تنفر قلبى سبب مىشود كه شخص لااقل آلودهء گناه نشود كه اگر اين تنفر نباشد او نيز به گناه خو مىگيرد و به صف گنهكاران مىپيوندد .
در حكمت 201 نيز گذشت كه اميرمؤمنان عليه السلام اشاره به داستان قوم ثمود مىكند كه يك نفر از آنها آمد ناقهاى را كه معجزهء آشكار صالح عليه السلام بود پى كرد و به قتل رساند ولى خداوند اين كار را به همهء آنها نسبت مىدهد و مىفرمايد :
« فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ » و امام عليه السلام در توجيه آن مىفرمايد : «
إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا
؛ ناقهء ثمود را يك نفر پى كرد ولى خداوند همه را مشمول عذاب ساخت زيرا قلباً به آن راضى بودند » .
آنگاه امام عليه السلام به گروه چهارمى اشاره مىكند كه متفاوت با اين سه گروهاند و آنها كسانى هستند كه تمام مراحل نهى از منكر را رها كرده و بىخيال از كنار منكرات جامعه مىگذرند . مىفرمايد : « گروهى ديگر نه با زبان نهى از منكر مىكنند و نه با قلب و نه با دست . اينها ( در حقيقت ) مردگانى در ميان زندگان هستند » ؛ (
وَمِنْهُمْ تَارِكٌ لِإِنْكَارِ الْمُنْكَرِ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ يَدِهِ ، فَذلِكَ مَيِّتُ الْأَحْيَاءِ
) . چه تعبير جالب و گويايى ! زنده كسى است كه داراى حس و حركت باشد و مؤمن زنده كسى است كه در برابر زشتىها حركتى از خود نشان دهد . كسى كه هيچگونه حركتى حتى بهصورت تنفر قلبى از خودش در مقابل مظاهر زشت و منكر جامعه نشان نمىدهد واقعاً در صف مردگان قرار گرفته است .
از ديدگاه اسلام ( كتاب و سنت ) گروهى ظاهراً از دنيا رفتهاند و در ميان ما
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٥