گروهى ديگر تنها با قلبشان نهى از منكر مىكنند ( و از آن بيزارند ) ولى مبارزه با دست و زبان را ترك مىگويند اين گروه بهترين خصلتهاى از اين سه را ترك گفته و تنها به يكى چنگ زدهاند .
گروهى ديگر نه با زبان نهى از منكر مىكنند و نه با قلب و نه با دست ، اينها ( در حقيقت ) مردگانى در ميان زندگان هستند .
( بدانيد ) تمام اعمال نيك و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر همچون آب دهان است در برابر دريايى عميق و پهناور . امر به معروف و نهى از منكر نه مرگ كسى را نزديك مىكند و نه از روزى كسى مىكاهد ( و بدانيد ) از همهء اينها مهمتر سخن حقى است كه در برابر سلطان ستمگرى گفته شود ( و از مظلومى در مقابل آن ظالم دفاع گردد ) . « 1 »
هامش
( 1 ) . سند گفتار حكيمانه :
در كتاب مصادر آمده است : بخشى از اين كلام نورانى را قبل از سيد رضى ابوطالب مكى در كتاب قوت القلوب با تفاوتهايى آورده است . سپس مىافزايد : دليل ايراد اين كلام از سوى امام عليه السلام آنگونه كه در كتاب فقه الرضا كه قبل از نهجالبلاغه نگاشته شده آمده است اين است كه اميرمؤمنان عليه السلام مشغول خواندن خطبه بود كه مردى عرضه داشت : اى اميرمؤمنان ! از مردهء زندگان براى ما سخن بگو . امام عليه السلام خطبهء خود را قطع كرد و گفتار حكيمانهء بالا را ايراد فرمود . آنگاه مىافزايد كه در مصادر خطبهء 154 گذشت كه آن خطبه و اين گفتار حكيمانه و چند گفتار حكيمانهء ديگر ( از كلمات قصار ) همه خطبهء واحدهاى بوده كه يكجا از سوى امام عليه السلام ايراد شده ( و مرحوم سيد رضى آنها را از هم جدا ساخته است ) . ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 275 ) .