آرى چنان كه مىدانيم يكى از موانع معرفت ، حُبّ و بُغضهاى افراطى است كه سبب مىشود انسان عقيدهء صائب و رأى صحيح خود را رها سازد و به چيزى كه دوست دارد روى آورد ، هرچند باطل باشد ، و از چيزى كه از آن نفرت دارد منصرف شود ، گرچه حق باشد . و تا انسان از اين صفات رذيله تهى نشود چهرهء حقيقت را آن چنان كه هست نمىتواند مشاهده كند .
در آخرين نشانه مىفرمايد : « با استقامتترين آنها با يك نگاه و يا يك كلمه دگرگون مىشود » ؛
( وَيَكَادُ أَصْلَبُهُمْ عُوداً تَنْكَؤُهُ اللَّحْظَةُ ، وَتَسْتَحِيلُهُ الْكَلِمَةُ الْوَاحِدَةُ ! )
. اشاره به اينكه انسان ممكن است كوه علم و دانش و داراى عقل قوى و در برابر مشكلات نيرومند باشد ؛ اما هرگاه تابع هوا و هوس گردد يك نگاه هوسآلود ممكن است زندگى او را دگرگون سازد و يك جملهء فريبنده او را از راه به دَر بَرَد .
در حديثى كه در كتاب شريف كافى از امام باقر عليه السلام نقل شده مىخوانيم :
« إنَّما الْمُؤْمِنُ الَّذي إذا رَضِىَ لَمْ يُدْخِلْهُ رِضاهُ فِي إثْمٍ وَلا باطِلٍ وَإذا سَخَطَ لَمْ يُخْرِجْهُ سَخَطُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقّ وَالَّذِي إذا قَدَرَ لَمْ تُخْرِجْهُ قُدْرَتُهُ إلَى التَّعَدّي إلى ما لَيْسَ لَهُ بِحَقّ ؛
انسان با ايمان كسى است كه هرگاه از كسى يا چيزى راضى شود اين رضايت و خشنودى ، او را در گناه و باطل وارد نمىكند و هرگاه به شخصى يا چيزى خشمگين شود اين خشم ، او را از قول حق بيرون نمىبرد و كسى است كه چون قدرت يابد قدرتش او را به سوى تعدّى كردن و به سراغ چيزى رفتن كه حق او نيست نمىكشاند » . « 1 »
از مجموع آنچه امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه و هشدارگونه بيان فرمود به خوبى استفاده مىشود كه همهء افراد اعم از مؤمنان عادى و مؤمنان والامقام ،
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 234 ، ح 13