نكتهء ديگرى در تأييد نكتهء اول ، نكتهاى كه بسيار آموزنده و جامع است ، اشاره كرده مىفرمايد : « اگر صبر و شكيبايى كنى مقدرات بر تو جارى مىشود ( و مسير خود را طى مىكند ) و تو پاداش خواهى داشت و اگر بىتابى كنى باز هم مقدرات مسير خود را مىپيمايد و وزر و گناه بر تو خواهد بود » ؛
( يَا أَشْعَثُ ، إِنْ صَبَرْتَ جَرَى عَلَيْكَ الْقَدَرُ وَأَنْتَ مَأْجُورٌ ، وَإِنْ جَزِعْتَ جَرَى عَلَيْكَ الْقَدَرُ وَأَنْتَ مَأْزُورٌ « 1 » )
. اشاره به اينكه شكيبايى و بىتابى در حوادث ناخواسته و خارج از اختيار ما چيزى را تغيير نمىدهد ، نه شكيبايى جلوى حادثه را مىگيرد و نه بىتابى . تنها تفاوتى كه در اين ميان پيدا مىشود اين است كه شكيبايان اجر و پاداش فراوانى به سبب تسليم و رضايشان در برابر تقديرات الهى مىبرند و بىتابان براثر ترك تسليم و رضا و گاه اعتراض به تقدير الهى و شكايت از آن ، گرفتار آثار شوم گناه مىشوند .
جالب اينكه در حديثى مىخوانيم : « جمعى ( از شيعيان ) خدمت امام باقر عليه السلام رسيدند در زمانى كه فرزند بيمارى داشت ، آنها آثار غم و اندوه و بىقرارى را در حضرت ديدند ، به يكديگر گفتند : به خدا سوگند اگر اين بيمار از دنيا برود ما از اين بيم داريم كه چيزى از حضرت مشاهده كنيم كه براى ما ناخوشايند باشد ؛ ولى چيزى نگذشت كه صداى گريه و ناله را از داخل خانه شنيدند . امام بيرون آمد در حالى كه روى او گشاده بود ، درست بر خلاف حالت قبلى . حاضران عرض كردند : فداى تو شويم ما بيم داشتيم كه اگر چنين حادثهاى واقع شود از تو چيزى ببينيم كه همهء ما را اندوهگين كند . امام عليه السلام فرمود :
« إنّا لَنُحِبُّ أنْ نُعافا فيمَنْ نُحِبُّ فَإذا جاءَ أمْرُ اللَّهِ سَلَّمْنا فيما أُحِبُّ ؛
ما دوست داريم كه عافيت نصيب كسى بشود كه محبوب ماست و لذا نگرانيم و دعا مىكنيم ؛ اما هنگامى كه فرمان خدا
هامش
( 1 ) . « مأزور » از ريشهء « وِزْر » است و قاعدتاً اسم مفعول آن « مَوْزُور » ؛ مانند موجود و موعود كه از مادهء « وجود » و « وعد » گرفته شده ؛ ولى به گفتهء ارباب لغت براى هماهنگ شدن با واژهء مأجور ، واو در اينجا تبديل به همزه شده و « مأزور » شده است