فرا برسد ( و محبوب ما از دست برود ) ما تسليم در برابر چيزى هستيم كه خدا آن را دوست دارد » . « 1 »
حضرت در سومين جمله با تعبير زيبا و گوياى ديگرى اشعث را تسليت مىدهد و مىفرمايد : « اى اشعث ، فرزندت تو را مسرور ساخت در حالى كه ( زنده بود و ) آزمايش و فتنه براى تو محسوب مىشد ولى تو را محزون ساخت در حالى كه براى تو مايهء ثواب و رحمت است ( آيا بايد از بلا و فتنه مسرور باشى و از ثواب و رحمت غمگين ؟ ) » ؛
( يَا أَشْعَثُ ، ابْنُكَ سَرَّكَ وَهُوَ بَلَاءٌ وَفِتْنَةٌ ، وَحَزَنَكَ وَهُوَ ثَوَابٌ وَرَحْمَةٌ )
. اين سخن ، اشارهاى است به آيهء شريفهء « وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ » . « 2 »
مرحوم « مغنيه » در شرح نهجالبلاغهء خود مىگويد : فرزند ازآنرو براى پدر خود بلاست كه تكاليفى بر دوش او مىنهد به خصوص امروز كه پسران و دختران براثر انحرافات اخلاقى مايهء غم و اندوه پدرانند و اين پدرانِ بيچاره ، گويى در ميان دو طبقهء آتش ، تحت فشار قرار دارند : آتش محبت و عاطفه و آتش اندوه و حزن نسبت به فرزندى كه شيطان او را از دست آنان گرفته است .
و چارهاى جز حسرت و اندوه و ناله ندارند و شك نيست كه اين حزن ، مايهء ثواب و رحمت است ، همانگونه كه امام عليه السلام در جملهء بالا فرموده است . « 3 »
آنچه را مرحوم « مغنيه » گفته گرچه يك واقعيت است ؛ ولى تفسير كلام امام عليه السلام نيست . منظور امام عليه السلام اين است كه فرزند در حيات خود ، مايهء امتحان و آزمايش وفتنه است ؛ ولى در مرگش خداوند ثواب و رحمت به صابران مىدهد ؛ آيا جاى تعجب نيست كه انسان از حياتش مسرور باشد و از مرگش غمگين ؟
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 3 ، ص 226 ، ح 14
( 2 ) . انفال ، آيهء 28
( 3 ) . فى ظلال نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 394