مىگويد : « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَاتَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَاتَفْعَلُونَ » ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! چرا سخنى مىگوييد كه عمل نمىكنيد ؟ ! اين كار مايهء خشم عظيم خداوند است كه سخنى بگوييد و عمل ننماييد » . « 1 »
بعضى از شارحان نهجالبلاغه تفسير ديگرى براى اين جملهء امام عليه السلام دارند و مىگويند : منظور اين است كه همواره قولى مىدهد كه به آن قول عمل مىكند نه اينكه به مردم قول دهد و بعداً عمل نكند ؛ ولى تفسير اوّل مناسبتر به نظر مىرسد .
در نهمين وصف مىفرمايد : « اگر در سخن گفتن مغلوب مىشد هرگز در سكوت كسى بر او غلبه نمىيافت » ؛
( وَكَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْكَلامِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى السُّكُوتِ )
. اشاره به اينكه او كمتر سخن مىگفت و بيشتر سكوت مىكرد بهگونهاى كه ديگران در سخن گفتن بر او پيشى مىگرفتند ؛ ولى هيچكس در سكوت بر او پيشى نمىگرفت و اين در واقع نكوهش و مذمتى است از پرگويى و مدح و ستايشى است دربارهء سكوت ، زيرا مىدانيم سخن گفتن خطرات زيادى دارد ؛ بسيارى از گناهان كبيره با سخن انجام مىشود و پرهيز از آنان بهوسيلهء سكوت حاصل مىگردد .
سالكان طريق الى اللَّه يكى از مهمترين مواد برنامهء خود را صمت و سكوت مىدانند و هرگز حضور قلب و نيروهاى خود را با سخن گفتن بسيار به هدر نمىدهند و در حال سكوت مىتوانند بيشتر دربارهء عظمت خدا بينديشند و به اصلاح خويش بپردازند . به همين دليل افرادى كه سكوت فراوان دارند ، افرادى فكور و آگاهند .
هامش
( 1 ) . صف ، آيهء 2 و 3