معيارى است براى شناخت حق از باطل در موارد شك و ترديد و قرار گرفتن بر سر دو راهىهاى زندگى .
در پايان ، امام عليه السلام در مقام نتيجهگيرى كلى از مجموع اين صفات برجستهء انسانى كه اين برادر الهى واجد همهء آنها بود مىفرمايد : « ( اگر مىخواهيد راه سعادت و نجات را پيدا كنيد ) بر شما باد كه اين صفات را تحصيل كنيد ، پيوسته با آن باشيد و از يكديگر در داشتن آنها سبقت بگيريد و اگر نمىتوانيد همهء آنها را انجام دهيد ( به مقدار توان انجام دهيد ) و بدانيد انجام مقدار كم بهتر از ترك بسيار است » ؛
( فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ الْخَلائِقِ فَالْزَمُوهَا وَتَنَافَسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوهَا فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِيلِ خَيْرٌ مِنْ تَرْكِ الْكَثِيرِ )
.
نكتهها
1 . مجموعهاى از صفات برجستهء انسانى
آنچه امام عليه السلام در اين كلام نورانى آورده مجموعهاى است از صفات برجستهء انسانى كه هم جنبههاى فكرى را فرا مىگيرد و هم مسائل اخلاقى و عملى را .
تقريباً نيمى از اين مجموعه ، نفى رذائل است و نيمى از آن كسب فضايل .
نخست امام عليه السلام از مسئلهء وسعت فكر و علو همت و جهانبينى صحيح سخن مىگويد و سپس به مسائل مثبتى مانند تواضع و شجاعت و سكوت و تسلط بر نفس و نيز پرهيز از رذائلى همچون سلطان بطن و پرخورى و پيشداورىهاى بىمورد و ترك گفتار بدون عمل و سرزنش نكردن عذرخواهان و عدم ناله و شكايت از دردها اشاره مىكند .
در بعضى جنبهء مثبت و منفى هر دو با هم آمده است . در يك مورد نخست از سكوت سخن مىگويد و سپس از سخن گفتن نيكو و مفيد و سازنده و در مورد ديگر نخست از تواضع و ضعف ظاهرى دم مىزند و آنگاه از شجاعت