ظاهر ) انسان ضعيفى بود و مردم نيز او را ضعيف مىشمردند ولى هرگاه كار مهم و جدى به ميان مىآمد همچون شير بيشه مىخروشيد و مانند مار بيابانى به حركت درمىآمد » ؛
( وَكَانَ ضَعِيفاً مُسْتَضْعَفاً فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ غَابٍ وَصِلُّ وَادٍ )
. آرى آنها اظهار قدرت و توانايى نمىكنند و متكبر و خودبزرگبين نيستند ولى مرد عملند ؛ به هنگام بروز مشكلات يا در ميدان جهاد در مقابل دشمن ، توانايى خويش را آشكار مىسازند و دشمن را دَرهم مىكوبند .
سپس در پنجمين وصف مىفرمايد : « پيش از حضور در مجلس داورى ، دليلى اقامه نمىكرد » ؛
( لا يُدْلِي بِحُجَّةٍ حَتَّى يَأْتِيَ قَاضِياً )
. « يُدْلِى » از مادهء « ادلاء » در اصل به معناى فرستادن دلو در چاه براى كشيدن آب است و گاه به معناى رشوه دادن نيز استعمال شده و به اقامهء دليل در نزد قاضى يا جز او نيز « ادلاء » گفته مىشود .
اشاره به اينكه اگر حقى را مىخواست از ديگرى بگيرد ، جار و جنجال به راه نمىانداخت و زمين و آسمان را از فرياد خود پر نمىساخت فقط بعد از حضور در محضر قاضى دليل خود را ارائه مىكرد .
به تعبير ديگر او پيوسته تابع قانون شرع بود و چيزى ماوراى قانون خدا از كسى نمىطلبيد .
اضافه بر اين ، اين كار باعث آبرومندى اوست زيرا چه بسا قبل از رفتن به محكمهء قاضى جار و جنجال زيادى راه بيندازد كه حق من پايمال شده ؛ ولى هنگامى كه قاضى به قضاوت مىنشيند حكم به بىحقى او مىكند و اين باعث سرافكندگى اوست .
آنگاه امام عليه السلام در ششمين وصف اين برادر الهى مىفرمايد : « هيچكس را نسبت به كارى كه انجام داده ، در آنجا كه امكان داشت عذرى داشته باشد ملامت نمىكرد تا عذر او را بشنود » ؛
( وَكَانَ لا يَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا يَجِدُ الْعُذْرَ فِي
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٨