مِثْلِهِ حَتَّى يَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ )
. به يقين شتاب كردن در ملامت افراد كار عاقلانهاى نيست . چه بسا براى كار خلافى كه انجام دادهاند عذرى داشتهاند كه اگر انسان آن عذر را بشنود آنها را معذور مىدارد و از ملامتى كه قبلًا كرده پشيمان مىشود و ناچار از عذرخواهى مىگردد ، بنابراين چرا عجله كند و پيش از شنيدن عذر طرف ، زبان به ملامت و سرزنش او بگشايد .
به خصوص اگر اينگونه مسائل در مورد افراد عالم و عاقل و فهميده باشد كه احتياط كردن بسيار سزاوارتر است .
قرآن مجيد در داستان حضرت خضر و موسى عليهم السلام در سورهء « كهف » ، صحنههايى از اين مطلب را نشان داده كه موسى عليه السلام در قضاوت عجله مىكرد و خضر را بر كارش سرزنش مىنمود اما هنگامى كه عذر او را شنيد دانست كه آنچه انجام داده ، حق و به فرمان خدا بوده است .
آنگاه در هفتمين وصف مىفرمايد : « او هرگز از درد خود جز هنگام بهبودى شكايت نمىكرد » ؛
( وَكَانَ لا يَشْكُو وَجَعاً إِلَّا عِنْدَ بُرْئِهِ )
. روشن است ، اگر انسان هنگام ابتلا به درد شكايت كند ، چنانچه براى دوستان باشد سبب آزردگى خاطر آنها مىشود و اگر براى دشمنان باشد سبب شادى و شماتت آنها مىگردد ؛ اما اگر به هنگام بهبودى باشد توأم با نوعى شكرگزارى است و به بيان ديگر حكايت است نه شكايت .
كلينى رحمه الله در كتاب شريف كافى از امام صادق عليه السلام چنين نقل مىكند :
« مَنِ اشْتَكَى لَيْلَةً فَقَبِلَهَا بِقَبُولِهَا وَأَدَّى إِلَى اللَّهِ شُكْرَهَا كَانَتْ كَعِبَادَةِ سِتِّينَ سَنَةً قَالَ أَبِي فَقُلْتُ لَهُ مَا قَبُولُهَا ؛
هر كسى شبى بيمار شود و آنگونه كه شايسته است بيمارى را قبول و تحمّل كند و شكر آن را به پيشگاه خداوند به جا آورد ، مانند عبادت شصت سال است . راوى مىگويد : پرسيدم : قبول آن بهطور شايسته يعنى چه ؟
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 399
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٩