در حديثى از امام على بن موسىالرضا عليه السلام مىخوانيم :
« مِنْ عَلامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمُ وَالْعِلْمُ وَالصَّمْتُ إِنَّ الصَّمْتَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ يَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ إِنَّهُ دَلِيلٌ عَلَى كُلِّ خَيْرٍ ؛
از نشانههاى فهم و شعور ، بردبارى و علم و سكوت است . به يقين سكوت ، درى از درهاى دانش است . سكوت ، محبت مردم را به انسان جلب مىكند و راهنما به سوى هر خير است . « 1 »
از رواياتى كه كلينى رحمه الله در باب پيشگفته ( الصُّمْتُ وَحِفْظُ اللّسانِ ) نقل كرده معلوم مىشود كه در عصر ائمه عليهم السلام بعضى از اصحاب ، زبان خود را در مدح آن حضرت و اسرار اهل بيت عليهم السلام باز مىگذاشتند و سبب مشكلاتى براى شيعيان مىشدند . در آن زمان ، ائمهء هدى عليهم السلام پيروان خود را به سكوت مضاعف دعوت مىكردند ، ازاينرو در حديثى مىخوانيم كه امام صادق عليه السلام به يكى از ياران خود به نام « سالم » فرمود :
« يَا سَالِمُ احْفَظْ لِسَانَكَ تَسْلَمْ وَلا تَحْمِلِ النَّاسَ عَلَى رِقَابِنَا ؛
اى سالم ! زبانت را حفظ كن تا سالم بمانى و مردم را بر گردن ما سوار نكن » . « 2 »
دربارهء سكوت بهكرار به تناسب سخنان مولا عليه السلام سخن گفتيم و پس از اين نيز خواهد آمد .
البته روشن است سخنان سنجيده و حساب شده در باب تعليم و تعلم ، امر به معروف و نهى از منكر و امثال آن مستثناست . در ذيل كلام حكمتآميز 182 بحث فراوانى در اين زمينه داشتيم .
سپس در دهمين وصف او كه در واقع تأييدى بر وصف گذشته است ، مىفرمايد : « او بر شنيدن حريصتر بود تا گفتن » ؛
( وَكَانَ عَلَى مَا يَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَكَلَّمَ )
. روشن است كه بسيارى از علوم و دانشهايى كه عايد انسان مىشود از طريق
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 113 ، ح 1
( 2 ) . همان ، ح 3