امام عليه السلام فرمود :
« يَصْبِرُ عَلَيْهَا وَ لا يُخْبِرُ بِمَا كَانَ فِيهَا فَإِذَا أَصْبَحَ حَمِدَ اللَّهَ عَلَى مَا كَانَ ؛
بر آن صبر مىكند و به كسى از آن خبر نمىدهد ؛ ولى هنگامى كه صبح شد ( و عافيت يافت ) خدا را بر آنچه واقع شده است شكر مىگويد » . « 1 »
در همين باب روايات فراوان ديگرى در اين زمينه وارد شده است . البته روشن است كه حكايت از بيمارى براى طبيب و امثال آن ارتباطى به شكايت ندارد .
شاهد اين سخن حديثى است كه كلينى رحمه الله در باب بعد ، تحت عنوان « حد الشكاية » از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه از آن حضرت دربارهء شكايت مريض سؤال كردند ، فرمود : اگر كسى بگويد ديشب بيمار بودم و براثر بيمارى خوابم نبرد اين ( حكايت است و ) شكايت نيست . شكايت اين است كه بگويد به چيزى مبتلا شدم كه احدى به آن مبتلا نشده بود . « 2 »
سپس در هشتمين وصف مىفرمايد : « همواره سخنى مىگفت كه خود انجام مىداد و چيزى را كه انجام نمىداد نمىگفت » ؛
( وَكَانَ يَقُولُ مَا يَفْعَلُ وَلا يَقُولُ مَا لا يَفْعَلُ )
. اين جمله شبيه چيزى است كه از امام عليه السلام در جاى ديگر نقل شده و فرموده است :
« أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي وَاللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَأَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا وَلا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَأَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا ؛
اى مردم به خدا سوگند من شما را دعوت به اطاعتى ( نسبت به اوامر الهى ) نمىكنم جز اينكه خودم پيش از شما آن را انجام مىدهم و شما را از معصيتى نهى نمىكنم جز اينكه خودم قبلًا آن را ترك مىگويم » . « 3 »
قرآن مجيد نيز شاهد اين مدعاست آنجا كه به زبان سرزنش و توبيخ
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 3 ، ص 116 ، ح 5
( 2 ) . همان ، ص 117 ، ح 1
( 3 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 175