زياد مصرف نمىكرد » ؛
( وَكَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلا يَشْتَهِي مَا لا يَجِدُ وَلا يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ )
. در حديثى كه در كتاب شريف كافى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده مىخوانيم :
« أَكْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِي النَّارَ الْأَجْوَفَانِ الْبَطْنُ وَالْفَرْجُ ؛
بيشترين چيزى كه امت من بهوسيلهء آن وارد آتش دوزخ مىشوند دو چيز ميانتهى است : شكم و فرج » . « 1 »
حديث ديگرى از همان حضرت و در همان كتاب آمده است :
« ثَلاثٌ أَخَافُهُنَّ عَلَى أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي الضَّلالَةُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ وَمَضَلَّاتُ الْفِتَنِ وَشَهْوَةُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ ؛
سه چيز است كه بعد از خودم بر امتم از آن بيمناكم : گمراهى بعد از معرفت و آزمايشهاى گمراهكننده و شهوت شكم وشهوت جنسى » . « 2 »
در حديث ديگرى نيز در همان باب از امام باقر عليه السلام آمده است كه فرمود : « هيچ عبادتى برتر از خويشتندارى در مورد شكم و شهوت جنسى نيست » ؛
( مَا مِنْ عِبَادَةٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَفَرْجٍ )
. « 3 »
در سومين وصف مىفرمايد : « بيشتر اوقات زندگانىاش ساكت بود و ( در عين حال ) اگر سخنى مىگفت بر گويندگان چيره مىشد و عطش سؤال كنندگان را فرو مىنشاند » ؛
( وَكَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِينَ وَنَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ )
. « بَذَّ » به معناى غلبه و پيشى گرفتن است و « نَقَعَ » به معناى سيراب كردن و « غليل » به معناى تشنگى .
اشاره به اينكه هرگاه سخن مىگفت گزيده و حسابشده مىگفت بهگونهاى كه از همه پيشى مىگرفت و مستمعين را بهرهمند مىساخت و عطش آنها را فرو مىنشاند .
آنگاه در چهارمين وصف مىفرمايد : « ( به دليل نهايت تواضع بر حسب
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 79 ، ح 5
( 2 ) . همان ، ح 6
( 3 ) . همان ، ص 80 ، ح 7