اختلاف و پراكندگى » . « 1 »
در خطبهء امام على بن موسىالرضا عليه السلام كه در مسجد جامع مرو در روز جمعه بيان فرمود نيز آمده است :
« إِنَّ الْإِمَامَةَ زِمَامُ الدِّينِ وَنِظَامُ الْمُسْلِمِينَ وَصَلاحُ الدُّنْيَا وَعِزُّ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ الْإِمَامَةَ أُسُّ الْإِسْلامِ النَّامِي وَفَرْعُهُ السَّامِي ؛
امامت ، زمام دين و سبب نظام مسلمين و صلاح دنيا و سبب عزت مؤمنان است . امامت اساس اسلام بارور و شاخهء بلند آن است » . « 2 »
البته سخن دربارهء اهميت امامت و تأثير حكومت اسلامى در نظم جامعهء مسلمانان و حفظ كيان آنها بسيار است و مقصود در اينجا اشارهاى به عنوان تفسير كلام امام عليه السلام است .
20 . « و اطاعت و فرمانبردارى ( از امام مسلمين ) را براى ( تعظيم و تحكيم ) مقام امامت قرار داد » ؛
( وَالطَّاعَةَ تَعْظِيماً لِلْإِمَامَةِ )
. به يقين آنچه سبب تقويت امامتِ امامان و حاكميتِ حاكمان مىشود همكارى و هماهنگى مردم است . اگر اطاعت و همكارى مردم نباشد نظام امامت نيز به هم مىريزد ، ازاينرو در مسائل مربوط به حكومت اسلامى نيز مىگوييم :
حمايت مردم و آراى ملت از اساسىترين پايههاى حكومت است ، زيرا امامى مىتواند نظام امت را برقرار كند كه مبسوط اليد باشد و مبسوط اليد بودن جز از طريق همكارى مردمى حاصل نمىشود .
در بخش چهارم خطبهء 34 مطالب بيشترى در اين زمينه آمده است ؛ آنجا كه امام عليه السلام مىفرمايد : « اى مردم ! من حقى بر شما دارم شما نيز بر من حقى داريد ؛ اما حق شما بر من اين است كه از خيرخواهى و خدمت به شما دريغ نورزم و بيتالمال را به نفع شما بهطور كامل به كار گيرم و شما را تعليم دهم تا از جهل
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 29 ، ص 223
( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 200 ، ح 1