احاديث در اين زمينه بسيار است . با حديث ديگرى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اين سخن را پايان مىدهيم آنجا كه فرمود :
« إيّاكُمْ وَالْكِذْبَ فَإِنَّهُ مِنَ الْفُجُورِ وَهُما فِى النّار ؛
از دروغ بپرهيزيد ، زيرا دروغ با فجور و گناهان ( ديگر ) همراه است و هر دو در آتشند » . « 1 »
18 . « و سلام را امان در برابر ترسها قرار داد » ؛
( وَالسَّلَامَ أَمَاناً مِنَ الَمخَاوِفِ )
. منظور از « سلام » در اينجا همان سلام كردن است كه هرگاه كسى به ديگرى سلام كند مفهومش اين است كه هيچگونه قصد آزار و اذيت او را ندارد و هنگامى كه شنونده سلام را با سلام پاسخ مىگويد مفهوم آن نيز اين است كه از ناحيهء او خوف و ضررى براى سلام كننده موجود نيست .
توضيح اينكه در آغاز اسلام و مدتى پس از آن بسيارى از مردم هنگام برخورد با يكديگر اگر طرف از قبيلهء خودشان نبود ، احساس ناامنى مىكردند ؛ ولى اگر او ابتدا سلام مىكرد و طرف مقابل نيز پاسخ مىگفت ، به منزلهء تعهدى بود كه هيچگونه ضرر و زيانى به يكديگر نمىرساندند ، همانگونه كه اگر شخصى بر آنها وارد مىشد و غذايى مىآوردند و از غذاى صاحب منزل مىخورد طرفين نسبت به يكديگر احساس امنيت مىكردند ؛ صاحب خانه عملًا تحيتى گفته بود و ميهمان تازه وارد نيز عملًا به آن پاسخ داده بود .
البته گاه مىشد كه پس از سلام و جواب آن ، قرائن و شواهدى بر خلاف موارد مذكور به نظر مىرسيد كه براى بر طرف كردن آن خوف ، احتياج به گفتوگوى بيشترى بود ، ازاينرو در داستان ابراهيم عليه السلام مىخوانيم : هنگامى كه فرشتگان پروردگار به صورت افراد ناشناسى بر او وارد شدند و سلام كردند ابراهيم عليه السلام كه چهرههاى آنها را بسيار ناشناس ديد گفت : « ما از شما مىترسيم » . به خصوص هنگامى كه غذا براى آنها آورد و آنها دست به سوى غذا دراز نكردند ؛ اما
هامش
( 1 ) . مجموعهء ورام ، ج 1 ، ص 113