عرفى چه بسا بر اساس مصالح و مفاسدى وضع مىشود كه نتوانستهاند تمام جوانب آن را بررسى كنند و به همين دليل پس از مدتى ممكن است خلاف آن كشف شود ؛ ولى احكام الهى چنين نيست ، علم بىپايان خداوند سبب مىشود كه احكام بر اساس رعايت تمام جوانب مصالح و مفاسد وضع شود و هرگز خلافى در آن نخواهد بود .
بعضى نيز معتقدند گرچه احكام داراى مصالح و مفاسدى است ؛ ولى ما نبايد به سراغ آنها برويم ، بايد مطيع فرمان باشيم ؛ آنجا كه امر شده انجام دهيم و آنجا كه نهى شده خوددارى كنيم و مطلقاً به سراغ فلسفهء احكام نبايد رفت .
ولى اين نيز بر خلاف آياتى است كه ما را تشويق به فهم مصالح و مفاسد احكام مىكند و همچنين بر خلاف رواياتى است - مانند آنچه در بالا آمد - كه ائمهء هدى عليهم السلام مصالح احكام را مشروحاً بيان كردهاند و نيز بعضى از اصحاب خدمت امامان عليهم السلام مىرسيدند و فلسفهء پارهاى از احكام را مىپرسيدند . هرگز هيچ امامى آنها را نهى از اين سؤالات نكرد و اين دليل بر آن است كه مردم حق دارند از فلسفهء احكام سؤال كنند و پاسخ بشنوند .
منتها در اينجا دو نكتهء مهم باقى مىماند و آن اين است كه اولًا بيان فلسفهء احكام چه فايدهاى دارد ؟
پاسخ اين سؤال روشن است ؛ انسان هنگامى كه به منافع نماز و روزه و امثال آن آگاه مىشود ، شوق بيشترى براى انجام دادن آن در خود مىيابد و هنگامى كه مثلًا مفاسد بىشمار شرب خمر را مىشنود ، نفرت بيشترى از آن پيدا مىكند .
درست مانند دستورات طبيب كه وقتى براى بيمارش فوايد دارو را ذكر كند بيمار با شوق بيشترى دارو را مصرف كرده و تلخى احتمالى آن را تحمل مىكند .
از اينجا مىتوان استفاده كرد كه آگاهى بر فلسفهء احكام مىتواند فقيه را در مسير استنباط حكم كمك كند .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠٦