در آيهء قبل از آن مىفرمايد : « وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا » ؛ و شاهدان هنگامى كه دعوت ( به دادگاه براى اداى شهادت ) بشوند ابا نكنند » . « 1 »
روايات اسلامى نيز دربارهء كتمان شهادت ، حرمت آن را با صراحت بيان كرده است در حالى كه در قوانين ديگر دنيا ، شهادت شهود معمولًا الزامى نيست ؛ هركس مايل باشد و سود خود را در شهادت دادن ببيند شهادت مىدهد و گرنه مىتواند آن را مكتوم نمايد .
واجب ساختن اين كار براى آن است كه افراد نتوانند حقوق مردم را پايمال كنند .
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« مَنْ شَهِدَ شَهَادَةَ حَقٍّ لِيُحْيِيَ بِهَا حَقَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ أَتَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِوَجْهِهِ نُورٌ مَدَّ الْبَصَرِ تَعْرِفُهُ الْخَلَائِقُ بِاسْمِهِ وَنَسَبِه ؛
كسى كه شهادت حقى بدهد تا حق مسلمانى را بهوسيلهء آن احيا كند ، روز قيامت در حالى وارد عرصهء محشر مىشود كه از صورتش نورى برمىخيزد كه تا آنجا كه چشم كار مىكند پيش مىرود و تمام خلايق او را با نام و نسبش مىشناسند » . « 2 »
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه در تفسير آيهء « وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا » مىفرمايد :
« لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ إِذَا دُعِيَ إِلَى الشَّهَادَةِ يَشْهَدُ عَلَيْهَا أَنْ يَقُولَ لا أَشْهَدُ لَكُمْ ؛
براى هيچكس سزاوار نيست هنگامى كه دعوت به شهادت دادن بر چيزى شود بگويد : من براى شما شهادت نمىدهم » . « 3 »
شگفت اينكه بعضى از شارحان نهجالبلاغه شهادت را در اينجا به معناى شهادت در راه خدا در ميدان نبرد تفسير كردهاند و آن را سبب تقويت دين دانستهاند در حالى كه تعبيرات امام عليه السلام ، قبل و بعد از آن تناسبى با آن ندارد ، زيرا امام عليه السلام قبلًا جهاد را به عنوان عزت اسلام بيان فرمود و تعبير به « مجاحدات »
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 282
( 2 ) . كافى ، ج 7 ، ص 380 ، ح 1
( 3 ) . همان ، ص 379 ، ح 1