بازى مىكردند . « 1 »
سپس در يازدهمين نكته به مسئلهء مهم ديگرى اشاره كرده مىفرمايد : « حفظ تجربهها بخشى از موفقيت است » ؛
( وَمِنَ التَّوْفِيقِ حِفْظُ التَّجْرِبَةِ )
. منظور از تجربه در اينجا مفهوم عام آن است و تجربههاى شخصى و تجارب ديگران را شامل مىشود و تعبير به « مِنَ التَّوفِيقِ » اشاره به اين است كه انسان قسمت مهمى از موفقيت خود را در كارها ، از تجربههاى پيشين خود و تجارب ديگران استفاده مىكند و در واقع انباشته شدن تجربهها بر يكديگر سبب موفقيت در تمام زمينههاى علمى و سياسى و اجتماعى و اخلاقى است و آن كس كه خود را از تجربههاى ديگران بىنياز بداند و به تجربههاى پيشين خود اعتنا نكند به يقين گرفتار شكستهاى پىدرپى خواهد شد .
اساساً بعضى از علوم و دانشها بر اساس تجربه پيشرفت كرده كه نام علوم تجربى هم بر آنها نهادهاند . از كجا طبيب مىداند كه فلان دارو براى فلان بيمارى مؤثر است ؟ آيا جز از تجربههاى خويش و تجربههاى ديگران استفاده كرده است ؟ امروز آزمايشگاهها كه ابزار تجربه است در سراسر دنيا در علوم مختلف برپاست و اينها تفسير روشنى بر كلام امام عليه السلام است كه مىفرمايد : « حفظ تجربهها بخش مهمى از موفقيت را تشكيل مىدهد » .
قرآن مجيد بخش عظيمى از تاريخ اقوام پيشين را براى مسلمانان شرح داده است كه فلسفهء آن همان استفاده كردن از تجربهء زندگى پيشينيان است . گاه مىفرمايد : برويد آثار آنها را در نقاط مختلف زمين ببينيد ، و عبرت بگيريد .
واژهء « توفيق » در استعمالات روايات دو معنا دارد : يك معناى آن همان موفقيت در كارها است كه در نكتهء حكيمانهء بالا به آن اشاره شده و معناى ديگر آن آماده شدن وسائل اعم از معنوى و مادى است و اين كه دعا مىكنيم : خدايا ! ما
هامش
( 1 ) . وفيات الاعيان ، ج 6 ، ص 385 ؛ فى ظلال نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 345 .