مالك اشتر در مورد انتخاب كارمندان و اداره كنندگان حكومت مىفرمايد :
« وَتَوَخّ مِنْهُمْ أهْلَ التَّجْرِبَةِ وَالْحَياءِ مِنْ أهْلِ الْبُيُوتاتِ الصّالِحَةِ وَالْقِدَمِ فِى الْإسْلامِ ؛
و از ميان آنها افرادى را برگزين كه داراى تجربه و پاكى روح باشند و از خانوادههاى صالح و پيشگام و باسابقه در اسلام باشند » . « 1 »
اين در حالى است كه امروزه شعارهاى زيادى در استفاده كردن از نيروى جوانان داده مىشود و متأسفانه به گونهاى تبليغ شده كه بعضى تصور مىكنند بايد بزرگسالان را از صحنهء حكومت و اجتماع كنار گذاشت در حالى كه آنها مجموعههاى عظيمى از تجاربند . حق مطلب اين است كه تجربههاى پرارزش بزرگسالان بايد با نيرو و نشاط جوانان آميخته شود تا موفقيت قطعى حاصل شود ؛ به طور قطع و يقين نه تنها مىتوان به نيروى جوان قناعت كرد و نه تنها به تجارب بزرگسالان ، بلكه اين دو مكمل يكديگرند .
سپس در دوازدهمين نكتهء حكيمانه به اهميت دوستان اشاره كرده مىفرمايد :
« دوستى ، نوعى خويشاوندى اكتسابى است » ؛
( وَالْمَوَدَّةُ قَرَابَةٌ مُسْتَفَادَةٌ )
. خويشاوندى گاه از طريق طبيعى مثلًا تولد دو فرزند از يك پدر و مادر حاصل مىشود كه اين دو به طور طبيعى برادرند ؛ ولى گاه انسان با ديگرى كه هيچ رابطهء نسبى با او ندارد چنان دوست مىشود كه همانند برادر يا برتر از برادر پيوند عاطفى با او پيدا مىكند . اين گونه دوستىها نوعى خويشاوندى اكتسابى است .
اسلام آيين دوستى و مودت است و به مسئلهء دوست صالح آنقدر اهميت داده كه در حديثى از امام اميرمؤمنان عليه السلام مىخوانيم :
« الصَّديقُ أقْرَبُ الْأقارِبِ ؛
دوست ، نزديكترين خويشاوندان است » . « 2 » در حديث ديگرى از همان حضرت
هامش
( 1 ) . نامهء 53 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 9408 .