اين حالت افراد كم ظرفيت است كه به هنگام غنا و بىنيازى همه چيز حتى خدا و خويشتن را به فراموشى مىسپارند و مال و ثروت و مقام تمام وجودشان را پر مىكند ارزشهاى انسانى درنظرشان بى رنگ و بندگى خدا از دست مىرود و به هنگام فقر و تنگدستى يأس و نوميدى و به دنبال آن سستى و ناتوانى تمام وجودشان را احاطه مىكند .
قرآن مجيد نيز در اين باره مىفرمايد : « وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ * وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّى إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ » ؛ و اگر از جانب خويش ، رحمتى به انسان بچشانيم سپس آن را از او بگيريم ، بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود . و اگر بعد از ناراحتى و زيانى كه به او رسيده ، نعمتهايى به او بچشانيم به يقين مىگويد :
بدىها از من بر طرف شده ؛ ( و ديگر باز نخواهد گشت ) و غرق شادى و غفلت و فخرفروشى مىشود » . « 1 »
آيات ديگرى در قرآن مجيد نيز همين معنا را دربارهء افراد كم ظرفيت و ضعيف الايمان بيان كرده است ؛ اما مؤمنان پرظرفيت اگر تمام دنيا را به آنها بدهند مغرور و طغيانگر نمىشوند و اگر بر خاك سياه بنشينند نه از رحمت خدا مأيوس مىگردند و نه سستى در وجودشان راه مىيابد .
15 . « ( و از كسانى مباش كه ) به هنگام عمل كوتاهى مىكند و به هنگام درخواست و سؤال اصرار مى ورزد » ؛
( يقَصِّرُ إِذَا عَمِلَ وَيبَالِغُ إِذَا سَأَلَ )
. اشاره به افراد سست و تنبلى است كه مرد ميدان عمل نيستند و هميشه دستشان به سوى اين و آن دراز است گويى از زندگانى مستقل بيزارند و به زندگى وابسته دلخوش ، در حالى كه تعليمات اسلام به ما مىگويد تا مىتوانى روى پاى خود بايست و تا توان دارى چيزى از ديگرى درخواست نكن كه اولى
هامش
( 1 ) . هود ، آيهء 9 و 10 .