فرمود :
« اعْلَمُوا أَنَّ صُحْبَةَ الْعَالِمِ وَاتِّبَاعَهُ دِينٌ يُدَانُ اللَّهُ بِهِ وَطَاعَتَهُ مَكْسَبَةٌ لِلْحَسَنَاتِ مَمْحَاةٌ لِلسَّيِّئَاتِ وَذَخِيرَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرِفْعَةٌ فِيهِمْ فِي حَيَاتِهِمْ وَجَمِيلٌ بَعْدَ مَمَاتِهِمْ
؛ بدانيد همنشينى عالم و پيروى از دانشمند آيينى است كه خدا با آن پرستش مىشود و پيروى از عالم سبب كسب حسنات و محو سيئات و ذخيرهء مؤمنان و مايهء برترى و افتخار در حياتشان و نام نيك بعد از وفاتشان خواهد بود » . « 1 »
در پنجمين مقايسه حضرت مىفرمايد : « علم حاكم است و مال محكوم عليه ( علم فرمانده است و مال فرمانبردار ) » ؛
( وَالْعِلْمُ حَاكِمٌ ، وَالْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ )
. بديهى است مال و ثروت در سايهء علم و دانش پديد مىآيد ؛ مديريتهاى شايسته ، آگاهى به فنون زراعت و تجارت و صنعت و به ويژه در عصر ما آگاهى به انواع تكنولوژىها و فناورىها سرچشمهء پيدايش و گسترش اموال و ثروتهاست و آنچه مايهء برترى بخشى از كشورها بر ساير كشورهاى جهان و حاكميت آنها بر مسائل سياسى و فرهنگى جهان شده همان پيشرفت علمى آنهاست كه هم اقتصادشان را شكوفا كرده و هم پايههاى حاكميتشان را بر مسائل سياسى تقويت نموده است .
به گفتهء مرحوم مغينه در شرح نهجالبلاغهء خود ، مسلمانان روى گنجهاى بزرگى نشستهاند گنجهايى كه غربىها فاقد آنند ؛ ولى داراى علوم و دانشهايى هستند كه سبب برترى آنها در مسائل سياسى و اقتصادى شده است . ما مالك گنج و ثروتيم و آنها مالك علم و خبرويت و به همين دليل آنها حتى بر گنجها و ثروتهاى ما حكومت مىكنند آنها به زبان عمل مىگويند : « رَّبِّ زِدْنِي عِلْماً » و ما به زبان كسالت عكس آن را مىگوييم . « 2 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 188 ، ح 14 .
( 2 ) . فى ظلال نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 314 .