است . قسمت مهمى از مشكلات از ناحيهء گروه سوم است ؛ گروهى نادان ، بىخبر ، بىبرنامه كه دنبال هر كسى بدون مطالعه حركت مىكنند . تنها هدفشان منافع مادى آنهاست . نه نور علم و تقوا بر قلوبشان تابيده ، نه معرفت درستى نسبت به مبدأ و معاد دارند ، نه تكيهگاه مطمئن ، نه مشاوران آگاه و دشمنان اسلام بر همين گروه تكيه مىكنند تا جوامع اسلامى را گرفتار نا بسامانى كنند .
به بيان ديگر عالمان ربانى همچون كوههاى استوارند و به مضمون
« المُؤمِنُ كَالْجَبَلِ لَاتُحَرِّكُهُ الْعَوَاصِف
؛ مؤمن همچون كوه است و تندبادها او را به حركت در نمىآورد » ، « 1 » در برابر تمام طوفانها ايستادگى مىكنند و
« مُتَعَلِّمانِ عَلى سَبيلِ
النَّجاةِ »
همچون قطعات سنگى هستند كه به كوه چسبيدهاند ؛ آنان نيز از طوفان حوادث در امانند ؛ ولى « هِمَج رَعاء » به منزلهء گرد و خاكى هستند كه بر دامان كوه نشسته و به اندك نسيمى جا به جا مىشوند . وظيفهء دانشمندان و رهبران فكرى و معنوى جامعه اين است كه تلاش كنند اين گروه را در گروه دوم جاى دهند و آنها را ارتقاء رتبه بخشند و گرنه هميشه جامعه نابسامان خواهد بود .
قرآن مجيد نيز دربارهء اين گروه گاهى چنين تعبيرى از آنها دارد : « آنها دلها ( / عقلها ) يى دارند كه با آن ( انديشه نمىكنند ، ) نمىفهمند ، و چشمانى كه با آن نمىبينند ؛ و گوشهايى كه با آن نمىشنوند ؛ آنها همچون چهارپايانند ؛ بلكه گمراهتر ! اينان همان غافلانند ( چون امكان هدايت دارند و بهره نمىگيرند ) » ؛ « لَهُمْ قُلُوبٌ لَّايَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّايُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّايَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ » . « 2 »
گاه نيز دربارهء كفار نادان و بىخبر خطاب به پيغمبر مىگويد : « مَثَل ( تو در دعوت ) كسانى كه كافر شدند ، بسان كسى است كه حيوانات را ( براى نجات از
هامش
( 1 ) . شرح اصول كافى ، ملا صالح مازندرانى ، ج 9 ، ص 181 .
( 2 ) . اعراف ، آيهء 179 .