نكتهها
1 . جبر و اختيار
اين مسئله از قديمىترين مسائلى است كه در ميان دانشمندان و حتى غير دانشمندان و فلاسفه مورد بحث بوده است . اين بحث قديمى و طولانى دلايل متعددى داشته از جمله فرار گروهى از مردم از زير بار مسئوليتها در برابر انجام كارهاى خلاف و ديگر ، عدم توانايى بر توجيه و فهم مسئلهء اختيار و نيز تربيت ناپذيرى بعضى از افراد منحرف و مانند آن .
در حالى كه انكار مسئلهء اختيار مفاسد بىشمارى را به بار مىآورد و چراغ سبزى به همهء جانيان و مجرمان مىدهد و مربيان اخلاق را مأيوس مىسازد و مسائل تربيتى را مواجه با مشكلات جدى مىكند .
بهترين دليل براى اثبات مسئلهء اختيار يكى وجدان فردى و اجتماعى است و ديگر تالى فاسدهايى كه امام در گفتار حكمتآميز خود دقيقاً به آن اشاره فرموده است .
وجدان به ما مىگويد : شخصى كه دستش بر اثر بيمارى رعشه دائماً در حال لرزش است با كسى كه با اختيار خود دستهايش را بلند مىكند و مثلا الله اكبر نماز مىگويد و ركوع و سجود به جا مىآورد كاملًا متفاوت است ؛ در اولى هيچ اختيارى از خود نمىبيند ولى در دومى كاملًا خود را مختار مىانگارد .
وجدان عمومى نيز به يقين طرفدار همين امر است ؛ هيچكس سارقان و قاتلان و محتكران و مفسدان اقتصادى و غير اقتصادى را با جبر تبرئه نمىكند ، بلكه آنها را به دست عدالت و مجازات مىسپارد . نيز همه نيكوكاران ، خيّرين و افراد ممتاز در اكتشافات علمى و امثال آن را تشويق مىكنند و به افتخارشان جلسات بزرگداشت مىگيرند و جوايز و مدالهاى گرانبهايى به آنها تقديم مىدارند ، در حالى كه اگر انسانها در كار خود مجبور بودند ، نه آن مجازاتها عادلانه بود و نه