داشتن ناچيز است » ؛
( فَعَيْشُكِ قَصِيرٌ ، وَخَطَرُكِ يَسِيرٌ ، وَأَمَلُكِ حَقِيرٌ )
. به راستى عمر دنيا كوتاه است و مقامات آن كم ارزش و گاه بىارزش .
جملهء
« أَمَلُكِ حَقِيرٌ »
اشاره به اين است كه كسانى كه تو را آرزو دارند ، آرزوى حقير و پستى براى خود پيدا كردهاند .
در پايانِ اين سخن ، امام عليه السلام از كمبود زاد و توشهء سفر طولانى آخرت شكايت كرده مىفرمايد : « آه از كمى زاد و توشه ( آخرت ) و طولانى بودن راه و دورى سفر و عظمت ( مشكلات مقصد ) » ؛
( آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ ، وَطُولِ الطَّرِيقِ ، وَبُعْدِ السَّفَرِ ، وَعَظِيمِ الْمَوْرِدِ )
. با اينكه مىدانيم امام عليه السلام بيشترين ذخيره را براى عالم آخرت فراهم ساخته تا آنجا كه به مقتضاى حديث نبوى معروف :
« لِضَرْبَة عَلىٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَيْنِ » « 1 »
ضربهء كارى آن حضرت ( بر پيكر عمرو بن عبد ودّ در آن لحظهء بسيار حساس تاريخ اسلام ) برتر از عبادت جن و انس است و نيز مىدانيم آن حضرت در تمام غزوات اسلامى فداكارى فراوان كرد و عبادتهاى شبانهء او گاه به هزار ركعت نماز در يك شب مىرسيد و يك هزار برده را از دسترنج خود خريد و آزاد كرد و عبادات و اطاعات فراوان ديگر ، جايى كه امام با اين همه زاد و توشه از كمى زاد و توشهء سفر آخرت اظهار ناراحتى و نگرانى كند ما چه بگوييم و چه كارى انجام دهيم ؟
بديهى است هرگاه انسان زاد و توشهء خود را براى اين سفر طولانى كم ببيند ، براى افزايش آن كوشش مىكند ؛ ولى اگر گرفتار غرور گردد و اعمال ناچيز خود را بزرگ ببيند هرگز به فكر افزايش نمىافتد .
تعبير به « مورد » اشاره به روز قيامت است كه انسان در آن وارد مىشود و تعبير
هامش
( 1 ) . اين حديث با تعبيرات مختلف و با يك مضمون در بحارالانوار ، ج 39 ، ص 1 ، و در كتب ديگر از قبيل اقبال ، ص 467 و ينابيع الموده قندوزى ، ج 1 ، ص 282 ، مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 32 نيز نقل شده است .