به « عظيم » اشاره به مشكلات حساب و كتاب و عبور از صراط و هول و وحشت آن است .
نكتهها
1 . دنياى مذموم و ممدوح
آنچه دربارهء مذمت دنيا در اين روايت و روايات ديگر و بعضى از آيات قرآن وارد شده دنيايى است مملو از زرق و برق و مركب از حلال و حرام و اسراف و تبذير و دلبستگىها و وابستگىها ، و گرنه اگر طلب دنيا از حلال و در حد اعتدال و دور از وابستگىها باشد نه تنها مذموم نيست ، بلكه وسيلهاى است براى رسيدن به خير و سعادت .
دنيايى كه آميخته با حرص و فزونطلبى باشد چنان انسان را به خود مشغول مىدارد كه او را از ياد خدا غافل مىسازد و حتى آرامش و استراحت را از او مىگيرد و به اين مىماند كه انسان براى مسافرت يك روزه كه مثلا با پاى پياده مىخواهد به نقطهء خوش آب و هوايى برود به جاى غذاى يك روز معادل پنجاه روز با خود حمل كند كه تنها رنج و درد او افزون مىيابد و جز غذاى يك روز براى او قابل جذب نيست .
البته اولياء الله براى اينكه خود را همگون به قشرهاى ضعيف جامعه كنند زندگى خود را در حد كمتر از متوسطِ افراد قرار مىدهند و زهد و پارسايى را در پيش مىگيرند كه نمونهء كامل آن شخص امام اميرالمؤمنين على عليه السلام است .
2 . نكتهء شگفتانگيز !
در بعضى از روايات در ذيل اين حديث نكتهء عجيبى آمده است و آن اينكه چون معاويه اين اوصاف و اين سخنان را از امام عليه السلام شنيد گريه كرد به گونهاى كه