تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
مرواريد منظم نشان مىداد . دينداران را بزرگ مىداشت و مستمندان را مورد ترحم قرار مىداد و هنگام قحطى يتيمان نزديك و مستمندان خاك نشين را اطعام مىكرد و برهنگان را لباس مىپوشيد و مظلومان را يارى مىكرد و از دنيا و زرق و برق آن وحشت داشت . به تاريكى شب انس داشت . گواهى مىدهم شبى او را ديدم در حالى كه پرده‌هاى تاريك شب فرو افتاده بود و او در محراب عبادتش ايستاده بود . محاسن مباركش را با دست گرفته و همچون مار گزيده به خود مىپيچيد و به صورت سوزناك گريه مىكرد و مىگفت : . . . » . « 1 » سپس عبارت بالا را با مختصر عبارتى آورده است . مرحوم سيّد رضى آنچه را در بالا آمد به اين صورت تلخيص كرده است : « در خبرى از ضِرار بن حَمزهء ضِبائى به هنگام ورودش بر معاويه و سؤال معاويه از او دربارهء حالات اميرمؤمنان عليه السلام چنين آمده است كه ضِرار ( در پاسخ معاويه ) گفت : گواهى مىدهم كه من او را در بعضى از مواقف ديدم در حالى كه شب پردهء تاريك خود را فرو افكنده بود و او در محرابش به عبادت ايستاده بود ، محاسن مبارك را به دست گرفته و همچون مار گزيده به خود مىپيچيد و از سوز دل گريه مىكرد و مىگفت : » ؛ ( وَمِنْ خَبَرِ ضِرَارِ بْنِ حَمْزَةَ الضَّبَائِيِّ عِنْدَ دُخُولِهِ عَلَى مُعَاوِيَةَ وَمَسْأَلَتِهِ لَهُ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام ، وَقَالَ : فَأَشْهَدُ لَقَدْ رَأَيْتُهُ فِي بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَقَدْ أَرْخَى اللَّيْلُ سُدُولَهُ وَهُوَ قَائِمٌ فِي مِحْرَابِهِ قَابِضٌ عَلَى لِحْيَتِهِ يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِيمِ ، وَيَبْكِى بُكَاءَ الْحَزِينِ ، وَيَقُولُ : ) از آنجا كه محبت دنيا بر طبق حديث معروف نبوى كه گفته مىشود : انبيا و اوليا بر آن متفق بوده‌اند : « حُبُّ الدُّنْيا رَأسُ كُلُّ خِطيئَةٍ » « 2 » سرچشمهء همهء گناهان
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 421 ؛ شبيه به همين ابن ابىالحديد از كتب ديگر نقل كرده است . ابن ابىالحديد اين داستان را با تفاوتى از كتاب استيعاب نقل كرده است . ( شرح نهج‌البلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 18 ، ص 225 ) . ( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 40 ، ح 17 .