و تمام غزوات اسلامى بعد از آن شركت داشت . در اواخر عمرش به كوفه رفت و در سال 37 و بعضى گفتهاند 39 هجرى چشم از جهان بربست .
بعضى گفتهاند در جنگ صفين و نهروان در لشكر على عليه السلام بود در حالى كه از بعضى از روايات استفاده مىشود هنگامى كه امير مؤمنان از صفين بازگشت قبرى را در بيرون دروازهء كوفه ديد . از صاحب آن پرسيد عرض كردند : قبر خباب است .
او فرزندى داشت ، كه در زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله متولد شده و حضرت نام « عبداللّه » را بر او نهاد . به اين ترتيب او هم جزء صحابه محسوب مىشد . او مردى پارسا و از شيعيان مخلص على عليه السلام بود كه خوارج وى و همسرش را به طرز بسيار بىرحمانهاى كشتند ؛ او را ذبح و شكم همسرش را كه باردار بود پاره كردند . امير مؤمنان هنگامى كه جنايات خوارج را برمىشمرد ، شهادت عبداللَّه را مطرح فرمود و آنها را مسئول خون او دانست . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) . استيعاب و أسد الغابه در شرح حال « خباب بن الارت » و شرح نهج البلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 18 ، ص 171 .