جهادى آميخته با شكنجه داشت . مشركان آتش افروختند ، او را به پشت بر آتش خواباندند به گونهاى كه قسمت زيادى از پشت او سوخت ؛ ولى هرگز از اسلام باز نگشت . در دوران مدينه كه دوران جهادهاى سخت و سنگين اسلامى بود در تمام ميدانهاى نبرد حضور داشت و مىجنگيد و در دوران حكومت امير مؤمنان على عليه السلام گفتهاند در جنگ صفين و نهروان حضور داشت ، هرچند بعضى از مورخان معتقدند او در اواخر عمرش بيمار بود و نتوانست در صفين شركت كند و پيش از جنگ نهروان از دنيا چشم پوشيد .
صفات بالا نشان مىدهد چه كسانى مىتوانند محبوب اولياء الله باشند و چه صفاتى انسان را به خدا و معصومان عليهم السلام نزديك مىكند .
نكته
خباب بن ارتّ كه بود ؟
« خباب بن ارت » كه كنيهء او ابو عبداللَّه يا ابو محمد يا ابو يحيى بود از سابقين در اسلام و بزرگان صحابه . او از طايفهء بنىتميم بود . در زمان جاهليت او را اسير كردند و به مكه آورند و فروختند و سپس آزاد شد . در عصر جاهليت كار او آهنگرى و ساختن شمشير بود .
بعضى مىگويند : ششمين نفرى است كه اسلام را پذيرفت و بعضى معتقدند پس از چند نفرى به افتخار اسلام درآمد و همانگونه كه قبلًا اشاره كرديم او شكنجههاى سختى از مشركان مكه ديد . در بعضى از تواريخ آمده است كه خليفهء دوم در ايام خلافتش از او سؤال كرد : مشركان مكه با تو چه كردند ؟ پشت خودش را نشان داد و گفت : نگاه كن . هنگامى كه خليفه آثار آتشى را كه بر پشت او افروخته بودند مشاهده كرد كه پس از سالها باقى بود گفت : تا امروز پشت كسى را اينچنين نديده بودم و همانگونه كه در بالا اشاره شد ، او در جنگ بدر