تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
بزرگترين آزارى كه مستكبران مىتوانستند بر مؤمنان وارد آورند ، اين بود كه برخى از نعم مادى را از آنان دريغ دارند و اين شيوهء مستمر آنهاست كه همواره طاغوتان مخالفان خود را از آن مىترسانند ، ولى بايد ديد كه سرانجام چه خواهد شد . [ 91 ] خداى سبحان به بشر فرصتى محدود داده است و در اين فرصت آنان را مىآزمايد كه / 384 در برابر تمايلات شهوى تا چه حد پايدارى توانند . خداوند اين فرصت را به قوم شعيب نيز عطا كرد . اكنون آن فرصت به پايان رسيده و زمان سرنوشت فرا رسيده است .
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ
- پس زلزله‌اى سخت آنان را فرو گرفت و در خانه‌هاى خود بر جاى مردند . » اين زلزله به قدرى سخت بود كه خداوند مهلتشان نداد كه حتى براى مردن خود را مهيا كنند و بر زمين بخوابند .

معيار زيانمندى

[ 92 ] در اين جا آن واقعيتى كه شعيب مردم را از آن بر حذر مىداشت آشكار شد كه زيان و سود در ارزشهاى پايدار است نه در مصالح زودگذر .
الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا
- آنان كه شعيب را به دروغگويى نسبت دادند ، گويى هرگز در آن ديار نبوده‌اند . » فرصتشان به پايان رسيد و زندگيشان بر باد رفت و بازارهايشان ويران گرديد ، به گونه‌اى كه هر كس مىپنداشت كه اصلا موجودى در آنجا نمىزيسته است .
الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كانُوا هُمُ الْخاسِرِينَ
- آنان كه شعيب را به دروغگويى نسبت مىدادند ، خود زيان كردند . » [ 93 ] اما شعيب قوم خود را كه هلاك شده بودند به همان حال رها كرد بىآن كه برايشان قطره اشكى ببارد .
فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ نَصَحْتُ
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 332 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي