/ 380
آنان كه رسولان پروردگار را تكذيب مىكنند خود زيانكارانند
رهنمودهايى از آيات :
اندرزهايى كه شعيب در پيامبرى خود به قوم خود مىداد داراى ارزشهاى فطرى بود يعنى عقل خود به آنها راه مىيافت و شهوات و اميال زودگذر با آنها معارضه مىكرد . مهتران قوم با شعيب به مجادله برخاستند ، و اينان بزرگان قوم بودند كه در زمين سركشى مىكردند و مردم را زبون و زار رها مىكردند . اينان نه به نيروى استدلال و برهان ، بلكه به زور و تحكم با آن روياروى مىشدند . تا آنجا كه تهديدش كردند كه اگر به آيين فاسد باز نگردد از شهر خود بيرونش خواهند كرد .
شعيب از آنان مىپرسيد : چگونه به خود اجازه مىدهيد كه ما را به بازگشت به دين فاسد و تباهتان به زور و اكراه داخل كنيد . آيا اين خود دليل بر فساد آيينتان نيست ؟
در جايى كه بايد مردم اقناع كنيد با منطق زور با آنها رو به رو مىشويد ؟
اگر بگوييم قوت و قدرت بايد بر مسند حكومت استقرار يابد ، پس قوت و قدرت خداوند است كه از هر قوت و قدرتى بيشتر است . ما تسليم شما نمىشويم و به خدا افترا نمىبنديم و نعمت هدايت او كه ما را ارزانى داشته كفران نمىكنيم و چه نعمت فراتر از اين كه ما را از آيين فاسد نجات داد .
آيا بشر مىتواند از ارادهء خدا تجاوز ورزد ؟ هرگز . از اين رو هيچ كس نمىتواند / 381 كس ديگر را به قبول انديشه باطل خود اكراه كند ، زيرا خدا پروردگار آنهاست و به كارهايشان آگاه است و نخواهد گذاشت آزادى كسى قربانى شود مگر به خواست او يا در اثر تقصير خود انسان . چون بشر بر پروردگارش توكل كند و بر