آن به سورهء مائده نگاه كن . فواصل غالب آيات در اوّلى همه جا منصوب است و در دومى اصلًا منصوبى وجود ندارد و به گونهاى است كه اگر اين دو سوره را به هم بياميزند هرگز آميخته نمىشوند و آثار تركيب ناموزون در آن نمايان است . . . » . سبحان اللَّه چه كسى به اين بزرگوار اين همه امتيازات روحى و صفات شريفه بخشيده است ؟ او در ابتدا نوجوانى بود از اهل مكّه كه هرگز با حكما و دانشمندان معاشرت نداشت . در عين حال در اسرار حكمت و دقايق حِكَم الهيه از افلاطون و ارسطو پيشى گرفت . با دانشمندان و علماى اخلاق و آداب هرگز معاشر نبود با اين حال بر سقراط هم در اين امر مقدم شد . او هرگز در ميان شجاعان پرورش نيافته بود ، زيرا اهل مكّه اهل تجارت بودند نه اهل پيكار و جنگ ؛ ولى از هر انسانى در روى زمين شجاعتر بود . كسى به « خَلَف الاحمر » « 1 » گفت : آيا عنبسه و بسطام ( از دليران معروف عرب ) شجاعترند يا على بن ابىطالب ؟ در پاسخ گفت : عنبسه و بسطام را با افراد بشر مقايسه مىكنند نه با كسى كه برتر و بالاتر از آن است . بار ديگر سؤال كردند : به هر حال نتيجه را بگو .
گفت : به خدا سوگند اگر على در صورت اين دو فرياد مىكشيد آنها قالب تهى مىكردند پيش از آنكه به آنها حمله كند .
از نظر فصاحت هم كه بنگريم على عليه السلام فصيحتر از سحبان و قُسّ ( فصحاى معروف عرب ) بود در حالى كه قريش فصيحترين قبايل عرب نبود ، بلكه گفتهاند قبيلهء جُرهم فصيحترين قبيلهء عرب بوده است .
از نظر زهد ، على عليه السلام زاهدترين و عفيفترين مردم دنيا بود . با اينكه قريش مردمى حريص و دوستدار دنيا بودهاند و اينها تعجب نيست در مورد كسى كه محمد صلى الله عليه و آله مربى و پرورش دهندهء او بوده و عنايت الهيه شامل حال او بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . خلف الاحمر از دانشمندان قرن دوم هجرى بود كه در شعر و ادب و تاريخ يد طولايى داشت .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 145 و 146 ( با تلخيص ) .