خطبه در خطبهء 180 در جلد ششم با همين شأن ورود ، گذشت ) .
طبرى در بخش ديگرى از كلام خود اين سخن را از امير مؤمنان على عليه السلام نقل مىكند كه بعد از شهادت محمد بن ابىبكر آنها را شديدا سرزنش كرد و فرمود :
من شما را به يارى برادرانتان در مصر از پنجاه و چند شب قبل از اين فراخواندم ؛ ولى شما همگى كوتاهى كرديد و هيچ تصميمى براى جهاد با دشمن و به دست آوردن پاداش الهى نگرفتيد . « 1 »
اين گروههاى سهگانهاى را كه امام عليه السلام از آنها نام مىبرد منحصر به عصر آن حضرت نبود ، بلكه افراد سست و بى اراده در هر عصر و زمان در يكى از اين گروههاى سهگانه جاى مىگيرند . آنهايى كه خود را در فشار مىبينند در صحنه حاضر مىشوند در حالى كه خوشايندشان نيست و به همين دليل كارى از دستشان ساخته نخواهد بود . گروه ديگرى به بهانهها و عذرهاى مختلف چنگ مىزنند تا خود را از حضور در صحنهء مبارزه دور دارند . گروه ديگرى كه اين ملاحظات را كنار مىگذارند با صراحت مخالفت مىكنند . واى به حال جامعهاى كه اكثريت آنها از اين سه گروه باشند كه رهبران و پيشوايان هر قدر مديريت و كارآيى و قدرت داشته باشند با نداشتن اعوان و انصار شجاع و مخلص ، از كار باز مىمانند .
دقت در آيات قرآن نشان مىدهد كه در عصر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز اين سه گروه بودند ؛ هرچند گروه مخلص بر آنها فزونى داشتند .
قرآن مجيد دربارهء گروه اوّل در آن عصر و زمان مىگويد : « « يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ » ؛ آنها پس از روشن شدن حق باز با تو مجادله مىكردند ( و چنان ترس و وحشت آنها را فرا گرفته بود ، كه ) گويى به سوى مرگ رانده مىشوند و آن را با چشم خود مىنگرند » . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 81 و 83 .
( 2 ) . انفال ، آيهء 6 .