36 و من كتاب له عليه السلام إلى أخيهِ عَقيلِ بن أبي طالب ، في ذِكْر جَيْشٍ أنْفَذَه إلى بَعْضِ الْأَعْداءِ وَهُوَ جَوابُ كِتابٍ كَتَبَهُ إليْهِ عَقيلُ
از نامههاى امام عليه السلام است
كه آن را به عنوان پاسخ به برادرش عقيل بن ابىطالب دربارهء لشكرى كه به سوى بعضى از دشمنان گسيل داشته ، نوشته است « 1 »
نامه در يك نگاه
ماجراى اين نامه چنين است كه بعد از داستان حكمين ، چون معاويه شنيد على عليه السلام بار ديگر آمادهء پيكار با او مىشود ، در وحشت فرو رفت و براى تضعيف ارادهء مردم كوفه و عراق دست به برنامههاى ايذايى زد از جمله ضحاك بن قيس
هامش
( 1 ) . سند نامه :
در مصادر نهجالبلاغه آمده است كه اين نامه را قبل از مرحوم سيّد رضى ، ابراهيم بن هلال ثقفى در كتاب الغارات و ابوالفرج اصفهانى در كتاب الاغانى و ابن قتيبهء دينورى در كتاب الامامة والسياسة آوردهاند . ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 332 ) . شرح بيشترى دربارهء سند اين نامه را كه مرتبط با خطبهء بيست و نهم امير مؤمنان على عليه السلام است در جلد دوم همين كتاب ( پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام ) ص 203 آورديم .