قرار گرفت كه آرزو داشت حتى يك روز با چنان مردمى روبهرو نشود و آنچه او را بر ماندن در ميان آنها تشويق مىكرد عشق به شهادت در راه خدا بود .
شبيه همين سخن را امام عليه السلام در خطبهء 119 بيان كرده آنجا كه مىفرمايد :
« وَاللَّهِ لَوْ لَارَجَائِي الشَّهَادَةَ عِنْدَ لِقَائِي الْعَدُوَّ وَلَوْ قَدْ حُمَّ لِي لِقَاؤُهُ لَقَرَّبْتُ رِكَابِي ثُمَّ شَخَصْتُ عَنْكُمْ فَلَا أَطْلُبُكُمْ مَا اخْتَلَفَ جَنُوبٌ وَشَمَالٌ ؛
به خدا سوگند اگر اميدم به شهادت هنگام برخورد با دشمن نبود - اگر چنين توفيقى نصيبم شود - مركب خويش را آماده مىكردم و از شما دور مىشدم و تا نسيم از شمال و جنوب مىوزد هرگز به سراغ شما نمىآمدم » .
نكته فصاحت فوق العاده اين نامه
اين نامه يكى از فصيحترين و بليغترين نامههاى امير مؤمنان على عليه السلام است كه در عباراتى كوتاه و بسيار زيبا حق مطلب را به طور كامل ادا كرده است .
ابن ابى الحديد در شرح اين نامه ، تحت تأثير فوق العادهء فصاحت و بلاغت آن واقع شده و چنين مىگويد : « نگاه كن ببين اين مرد بزرگوار چگونه فصاحت را در اين نامه رهبرى مىكند ، زمام آن را در اختيار گرفته و به هر سو مىبرد . اين الفاظى كه همه به صورت حالت نصب پشت سر يكديگر در مىآيد بسيار لطيف و روان و خالى از هر گونه تكلف تا آخر نامه ادامه پيدا مىكند . در حالى كه فصيحان هنگامى كه شروع به نوشتن نامه يا خطبهاى مىكنند ، جملهها و كلمات قرينهء يكديگر را گاه به صورت مرفوع و گاه مجرور و گاه منصوب مىآوردند و اگر بخواهند همه را با يك اعراب ( منصوب يا مرفوع يا مجرور ) بياورند گرفتار انواع تكلفات مىشوند و همين امر يكى از چهرههاى اعجاز در قرآن مجيد است كه عبدالقاهر جرجانى به آن اشاره كرده آنجا كه مىگويد : « به سورهء نساء و بعد از