تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
باز زدند و دست از ياريش كشيدند » ؛ ( وَقَدْ كُنْتُ حَثَثْتُ « 1 » النَّاسَ عَلَى لَحَاقِهِ ، وَأَمَرْتُهُمْ بِغِيَاثِهِ قَبْلَ الْوَقْعَةِ « 2 » ، وَدَعَوْتُهُمْ سِرّاً وَجَهْراً ، وَعَوْداً وَبَدْءاً « 3 » ، فَمِنْهُمُ الْآتِي كَارِهاً ، وَمِنْهُمُ الْمُعْتَلُّ « 4 » كَاذِباً ، وَمِنْهُمُ الْقَاعِدُ خَاذِلًا « 5 » ) . طبرى در تاريخ خود در حوادث سنهء 38 نقل مىكند كه امام عليه السلام در اين هنگام مردم كوفه را دعوت به اجتماع كرد فرمود : فرياد محمد بن ابىبكر و برادرانتان در مصر را مىشنويد ؟ ابن النابغة ( عمرو عاص ) دشمن خدا و دوست دشمن خدا با لشكرى به سوى آنها حركت كرده است . نكند گمراهان در خواست‌هاى باطل خود و مسير طاغوت از شما در برابر حق خود راسخ‌تر و اتحادشان محكم‌تر باشد . عجله كنيد و با دوستان خود مواسات نماييد و آنها را يارى كنيد اى بندگان خدا مصر از شام بزرگ‌تر و خير و بركتش بيشتر است نكند آنها بر مصر غلبه كنند . بودن مصر در دست شما عزت و آبروى شماست و سبب خوارى دشمنتان . همگى فردا به منطقهء جرعه - قريه‌اى ميان حيره و كوفه - حركت كنيد و در آنجا اجتماع نماييد و من در آنجا به شما ملحق مىشوم . سپس طبرى اضافه مىكند : فردا صبحگاهان امام عليه السلام به آن منطقه رفت و تا ظهر توقف نمود حتى يك نفر دعوت امام عليه السلام را اجابت نكرد . هنگام غروب به سراغ سران قبايل و اشراف مردم فرستاد . آنها به قصد فرماندارى آمدند در حالى كه امام عليه السلام بسيار اندوهگين بود . سپس امام عليه السلام آنها را مخاطب ساخته و خطبه‌اى بسيار داغ و سوزان و كوبنده و بيدارگر براى آنها خواند ( كه بخش مهمى از اين
هامش
( 1 ) . « حثثت » از ريشهء « حثّ » به معناى برانگيختن است . ( 2 ) . « الوقعة » به معناى حادثه و گاه به معناى وقوع جنگ و نبرد مىآيد و در اينجا به معناى دوم است . ( 3 ) . « عوْداً » و « بَدَءاً » در بعضى از كتب لغت به معناى اولا و آخرا آمده و در بعضى به معناى تكرار كردن چيزى است و هر دو معنا در اينجا محتمل است . ( 4 ) . « المعتلّ » به معناى بيمار و گاه به معناى كسى است كه عذر و بهانه مىآورد و خود را معذور مىشمرد . ( 5 ) . « خاذل » به معناى كسى است كه دست از كمك و يارى بر مىدارد و نتيجه‌اش خوار شدن طرف مقابل است .